فرهنگنامه فارسي 3 جلدي :: فرهنگ معاصر ::
فرهنگنامه فارسي 3 جلدي
 
فارسي به فارسي
 
غلامحسين صدري افشار، نسرين حكمي ، نسترن حكمي

  • پیش نمایش
  • درباره کتاب
  • درباره مولف

* ثبت تازه‌ترین واژه‌های رایج در زبان فارسی، مانند پادمان، پودمانی، چَت كردن و ...
* تعریف دقیق و سادۀ معنی یا معنی‌های هر واژه همراه با چگونگی كاربرد آن
* ارائۀ آگاهی‌های بنیادی به‌صورت پیوست، جدول و نقشه
   

ویژگی‌های فرهنگنامۀ فارسی: 

* دارای حدود 60،000 واژه و اصطلاح ادبی، علمی، فنی و گفتاریِ زبان فارسی
* دارای حدود 20،000 مدخل اعلام شامل اشخاص، مكان‌ها، مكتب‌های ادبی و
سیاسی، اثرهای هنری و تاریخی، دین‌ها، اساطیر و رویدادهای تاریخی
* دارای حدود 12،000 تركیب اسمی و فعلی رایج در زبان فارسی
* دارای بیش از 3000 ارجاع به واژه‌های متداول‌تر
* دارای حدود 50 جدول، همراه با 25 پیوست، شامل نام‌ ماه‌ها، نشانه‌های
الكترونیك، عنصرهای شیمیایی، الفبای لاتین، واحدهای متری و ... 

زبان : فارسي به فارسي / تعداد صفحه : 3032 صفحه
مولف : غلامحسين صدري افشار، نسرين حكمي ، نسترن حكمي
قیمت سخت : 48000 تومان
قطع : جلد سخت 16 × 5/23  

 

 

 

روزنامه اعتماد/ ضميمه/ پنجشنبه 10 دي ماه 1388

گزارش نشست رونمايي و نقد و بررسي «فرهنگنامه فارسي» در شهر کتاب 

به دنبال راه هاي تازه در فرهنگ نويسي 

روز سه شنبه هفدهم آذر شهر کتاب مرکزي تهران ميزبان بزرگان و چهره هاي برجسته حوزه فرهنگ نويسي بود که در نشستي براي رونمايي و نقد و بررسي «فرهنگنامه فارسي» اثر غلامحسين صدري افشار و نسرين و نسترن حکمي گرد هم آمده بودند.به گزارش روابط عمومي انتشارات فرهنگ معاصر، دکتر محمدرضا باطني استاد پيشکسوت زبان شناسي دانشگاه تهران و از سخنرانان اين نشست با تاکيد بر اينکه «فرهنگنامه فارسي» به دليل روزآمد شدن مستمر بر اساس استانداردهاي جهاني، اثري «پويا» به شمار مي رود، اين فرهنگنامه را اثري متفاوت و حرفه يي تر از آثار مشابه خود ارزيابي کرد. باطني همچنين بازبيني و بررسي مجدد «فرهنگنامه فارسي» در چاپ حاضر را اقدامي در راستاي رشد کيفي اين کتاب دانست و گفت؛ «يکي از افزوده هاي مهم و مفيد چاپ حاضر، 27 پيوست جديدي است که به آن اضافه شده و اين فرصت را در اختيار کاربران فرهنگنامه قرار مي دهد تا براي مثال نام ماه ها در تقويم هاي مختلف، جدول تناوبي عناصر، تقويم زمين شناسي و مواردي از اين دست را هم در يک مجموعه در اختيار داشته باشند.» او همچنين تغييرات چاپ حاضر در مقوله بندي ها و تعريف ها را نيز سبب دقيق تر شدن برش هاي معنايي دانست و براي مثال به مدخل «بسم الله» در اين فرهنگنامه اشاره کرد که داراي سه معناي کاربردي مختلف است و هر سه معنا ضبط شده است. زبان شناس و مولف «فرهنگ هاي انگليسي به فارسي پويا» در ادامه اين نشست با اشاره به «فرهنگ اعلام» که جلد سوم از مجموعه سه جلدي «فرهنگنامه فارسي» است، از آمدن نام چهره هاي برجسته فرهنگي و همچنين وجود مدخلي به نام مرحوم «احمد تفضلي» که به گفته او خدمات ارزشمندي در حوزه نشر ارائه داده است، ابراز خرسندي کرد و گفت؛ «بخش اعلام يا اطلاعات دانشنامه يي اين فرهنگنامه تنها به نام افراد محدود نشده بلکه نام مکان ها، اثرهاي فکري و فرهنگي و نهادهاي اجتماعي و رويدادهاي مهم جهاني و ملي را نيز دربر مي گيرد که اين خود امتياز قابل توجهي براي اين فرهنگنامه است.»

اصطلاح «فرهنگنامه» را رايج کنيم 

در ادامه اين نشست که چهره هايي همچون دکتر علي محمد حق شناس، دکتر ژاله آموزگار، استاد اسماعيل سعادت، دکتر محمد عباديان، دکتر خسرو پارسا، مهشيد نونهالي، مژده دقيقي و جمع ديگري از چهره هاي شاخص فرهنگي به همراه روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتي در آن حضور داشتند، دکتر باطني موضوع شيوه ها و استانداردهاي فرهنگنامه نگاري در جهان را نيز به بحث گذاشت. به گفته باطني فرهنگ هاي يک زبانه در جهان معمولاً يا صرفاً فرهنگ لغت هستند يا علاوه بر لغات، اطلاعات دانشنامه يي را هم دربرمي گيرند. استاد زبان شناسي دانشگاه تهران سنت فرهنگنامه نويسي در امريکا را متکي بر شيوه دوم دانست و گفت؛ «البته در امريکا نام هاي متفاوتي براي فرهنگ لغت تنها و فرهنگ لغت همراه با اعلام وجود ندارد و براي هر دو آنها از لفظ مطلق ديکشنري استفاده مي شود. اما در فرانسه براي فرهنگ لغت از واژه ديکشنري و براي فرهنگ لغت همراه با اطلاعات دانشنامه يي عبارت «فرهنگ دانشنامه يي» استفاده مي شود که من نخستين بار ترجمه اين اصطلاح را از مرحوم احمد بيرشک شنيدم. در عين حال هنگامي که دليل انتخاب نام «فرهنگنامه» براي اين مجموعه سه جلدي را نيز از آقاي صدري افشار پرسيدم، ايشان توضيح دادند که مرحوم سعيد نفيسي در سال 1319 براي اولين بار در ايران دست به چنين کاري زدند و اسم «فرهنگنامه» را براي اين فرهنگ فارسي خود که البته نيمه کاره ماند، استفاده کردند و ما هم از اين روش استفاده کرديم.» با اين مقدمه دکتر محمدرضا باطني ابراز اميدواري کرد اين واژه مورد قبول اهل فن قرار گيرد و ميان اهل فن رايج شود تا از اين پس براي کارهايي نظير فرهنگنامه حاضر از همين واژه استفاده شود. 

اشکالات در برابر امتيازات، ناچيز است  

مولف «فرهنگ هاي انگليسي به فارسي پويا» همچنين درباره کاستي هاي «فرهنگنامه سه جلدي» نيز سخن گفت و با اشاره به اينکه نواقص کار استاد صدري افشار و همکارانش در برابر گستردگي حجم و امتيازات آن ناچيزند، گفت؛ «بعضي تعريف هايي که ارائه شده، دقيق نيست البته قبول دارم ارائه تعريف حتي براي چيزهايي فيزيکي که ما به ازاي خارجي دارند هم کار دشواري است اما هميشه هم لازم نيست که خود ما تعريف ارائه بدهيم بلکه مي شود از فرهنگنامه هاي غربي که موجودند و تجربه بسيار غني تري نيز در اين زمينه نسبت به ما دارند در ارائه اين تعريف ها کمک گرفت.» محمدرضا باطني همچنين برخي تغييرات اعمال شده در فرهنگنامه حاضر را در جهت ارتقاي کار ندانست. او در همين حال به مشکلات کار فرهنگ نويسي در ايران نيز اشاره و تاکيد کرد؛ « وجود نداشتن «ديتابيس» يا همان «دادگان» مهم ترين مشکلي است که بر سر راه فرهنگ نويسي حرفه يي در ايران قرار دارد و اين نقطه ضعف تمام فرهنگنامه هاي فارسي است که فرهنگنامه صدري افشار هم از آن مبرا نيست و ما اگر مي خواهيم کار علمي بکنيم ناگزير هستيم «ديتابيس» داشته باشيم چراکه بدون وجود چنين دادگاني، فرهنگ نويسي کار بسيار پرزحمتي مي شود و احتمال خطا هم در آن فراوان است.»  

مي خواستيم راه تازه يي در فرهنگ نويسي باز کنيم  

در ادامه اين نشست مولفان «فرهنگنامه فارسي» پاسخ برخي نقدهاي مطرح شده را دادند و گفت وگوي حرفه يي ميان مولفان فرهنگنامه و دکتر محمدرضا باطني، به نقد و بررسي وسيع تر اثر با مشارکت علاقه مندان و متخصصان حوزه فرهنگ نويسي انجاميد. نسرين حکمي از مولفان «فرهنگنامه فارسي» تاکيد کرد؛ «نه زبان شناس به معناي کسي که تحصيلات آکادميک دارد، هستيم و نه ادعايي در زمينه زبان شناسي داريم و فرهنگ نويسي جديد را نه با تحصيلات در رشته فرهنگ نگاري بلکه با آنچه آموختيم و فکر مي کرديم درست است و فرهنگ هاي فارسي آن نيازها را پيش از اين برآورده نکرده بود، آغاز کرديم و بعد از اين همه سال فکر مي کنم حداقل توانسته ايم راه را براي ديگران باز کنيم و خوشحاليم از اينکه ديگران هم دارند اين مسير را طي مي کنند.» استاد غلامحسين صدري افشار نيز در پاسخ به انتقادهاي مطرح شده از سوي دکتر باطني با اعلام اينکه «قسمت هاي سودمند فرمايشات دکتر باطني در ويراست جديد فرهنگنامه فارسي وارد خواهد شد»، ادامه داد؛ «اما همان طور که خانم حکمي توضيح دادند، ما هيچ کدام زبان شناس نبوديم و به همين دليل جرات نکرديم ريشه براي واژگان بدهيم و اين براي يک فرهنگ اشکال به حساب مي آيد چراکه ريشه زباني بسيار مهم است اما چون ما قصدمان اين بوده که اطلاعاتي بدهيم که به باور خودمان درست است، از اين مقوله صرف نظر کرديم.» صدري افشار همچنين با تاکيد بر اهميت مصور بودن فرهنگنامه ها افزود؛ «فرهنگ تا وقتي مصور نشود فرهنگ نيست. ايراد بزرگ فرهنگ ما هم اين است که هنوز مصور نيست و ريشه ندارد. درباره ريشه که مطمئنم ما نمي توانيم اين کار را انجام دهيم اما اميدوارم به همت ناشر که تاکنون هم کارهاي بزرگي را تقبل کرده است، بتوانيم ويراست ديگري با تصاوير لازم نه فقط تصاوير زينتي ارائه دهيم.» 

28 سال تلاش و استمرار فرهنگي 

در همين حال داوود موسايي مدير انتشارات فرهنگ معاصر نيز در سخناني کوتاه از انگيزه کار 28ساله موسسه خود و مشکلات فني که بر سر راه چاپ آثار فرهنگنامه يي در ايران وجود دارد، سخن گفت. موسايي گفت؛ « 28 سال پيش که ما کارمان را آغاز کرديم، سال ها بود که تنها فرهنگ هاي قديمي منتشر مي شد و اين فرهنگ ها روزآمد هم نمي شدند. ما هم با اين انديشه کارمان را شروع کرديم که نهاد و موسسه يي بنيانگذاري کنيم که بتوانيم فرهنگ هايي را در حد استانداردهاي روز منتشر کنيم و در طول اين 28 سال و پس از اين همه تلاش حاصل کارمان حدود 120 فرهنگ است. طبعاً در اين حوزه هم فرهنگ هاي فارسي جزء اولويت هاي ما بوده اند و براي پرداختن به اين فرهنگ ها ما در آغاز کار با انتشارات کلمه که ناشري بود که قبلاً اين کتاب ها را چاپ مي کرد به مذاکره نشستيم و امتياز اين فرهنگ را خريداري کرديم و با همکاري آقاي صدري افشار و همکاران شان سعي کرديم کار را توسعه بدهيم. حاصل کارمان اولين بار در سال 81 منتشر شد.»موسايي همچنين با اشاره به اينکه «فرهنگنامه فارسي»حاصل سه دهه تجربه فرهنگ نويسي مولفان آن و همکاري مستمر با انتشارات فرهنگ معاصر است، ادامه داد؛ «ما با آقاي صدري افشار که امروز ديگر 15 سال از همکاري مشترک و سازنده مان مي گذرد، بيشتر فعاليت هاي خود را روي فرهنگ فارسي متمرکز کرديم و نگاه مان هم اين بود که از يک سو اين کار توسعه پيدا کند و از طرفي هم فرهنگ هاي کوچک تري از دل همين مجموعه عرضه کنيم که تاکنون پنج عنوان آن منتشر شده است؛ دوره سه جلدي که شامل اعلام و لغت است، دوره دو جلدي که فقط لغت است و فرهنگ تک جلدي که فشرده آن است و خود فرهنگ اعلام جديد و يک فرهنگ کوچک به انضمام دو عنوان ديگري که الان در دست همکاران مان و در نوبت انتشار است.» مدير انتشارات فرهنگ معاصر همچنين ابراز اميدواري کرد فعاليت هاي فرهنگ معاصر راهي را براي آينده نشر آثار مرجع در ايران باز کرده باشد. 

دکتر حق شناس؛ موج فرهنگ نويسي را موسسه فرهنگ معاصر ايجاد کرد 

در اين ميان دکتر علي محمد حق شناس زبان شناس نيز که از مهمانان اين نشست بود با بيان اينکه موج فرهنگ نويسي را موسسه انتشاراتي فرهنگ معاصر در جامعه ايراني ايجاد کرد و در حقيقت تب فرهنگ نويسي را به بقيه نهادهاي دولتي و خصوصي نيز سرايت داد، گفت؛ «بالا بردن استاندارد هاي فرهنگ نويسي، چه در فرهنگ هاي تک زبانه و چه در فرهنگ هاي دوزبانه تنها به همت اين موسسه صورت گرفت و من خود بارها و بارها شاهد بودم که مديران اين موسسه و به خصوص آقاي موسايي ضمن تاکيد بر ارتقاي اين استاندارد ها بر اين نکته هم تاکيد مي کردند که آنچه امروز منتشر مي کنيم آرمان ما نيست و به دليل وجود همين نگاه بوده است که هر روز فرهنگ ها و آثار اين موسسه ارتقاي کيفي و کمي مطلوبي پيدا کرد.»اين استاد زبان شناسي همچنين عمر فرهنگ نويسي به شکل تازه را با عمر انتشارات فرهنگ معاصر برابر دانست و گفت؛ « اي کاش موسسه انتشاراتي فرهنگ معاصر با توجه به اشراف و تجربه يي که در زمينه فرهنگ نگاري و فرهنگ نويسي دارد، سراغ انتشار فرهنگ هاي تخصصي هم مي رفت و همانند مرکز نشر دانشگاهي فرهنگ هاي واژگان تخصصي را هم به مجموعه وظايفش اضافه مي کرد. او همچنين از انتشارات فرهنگ معاصر خواست به فکر ايجاد بانک عکس يا دادگان عکس باشد که بعدها براي تدوين فرهنگي جامع براي زبان فارسي کاربردهاي فراواني خواهد داشت. حق شناس تاکيد کرد؛ «به نظر من در اين جلسه نکاتي مطرح شد و البته برخي از استادان حاضر در نشست هم نکاتي را درباره فرهنگ نويسي در ذهن و ضمير دارند که وقتي چنين محدود نمي تواند تکاپوي چنين مباحثي را بدهد و بهتر است سمينار يا هم انديشي يک روزه يي در اين زمينه برگزار شود تا بتوان به خوبي و در حد کافي ديدگاه ها را شنيد و درباره شان بحث و گفت وگو کرد.» دکتر حق شناس که فرهنگ هزاره انگليسي- فارسي او از سوي انتشارات فرهنگ معاصر در سال 1380 منتشر شد و جايزه کتاب سال بخش کليات را از آن مولف و ناشر کرد، درباره فرهنگ سه جلدي واژگان و اعلام نيز اظهارنظر کرد و گفت؛ «من کارها و تلاش هاي آقاي غلامحسين صدري افشار و خانم ها نسرين و نسترن حکمي را از زماني که فرهنگ شان از سوي انتشارات کلمه و در سه ستون و در يک جلد پت و پهن منتشر شد، به ياد دارم و اکنون که اين فرهنگ سه جلدي را مي بينم به همت آنها درود مي فرستم و معتقدم کاري فوق العاده انجام داده اند و سير و تکامل از فرهنگ پيشين تا فرهنگ حاضر به خوبي لمس مي شود.»او همچنين تفکيک فعل ها و واژه هايي را که پسوند و پيشوند و ميانوند دارند از ابتکارات «فرهنگنامه فارسي» دانست و گفت؛ «اين کار به دقت و شفافيتي قابل اعتنا انجام شده است و گروه مولفان فرهنگ و آقاي صدري افشار سعي کردند آنهايي را که شفاف اند و معني شان با ديدن همان واژه درک و دريافت مي شود در بسته و جدول بياورند و آنهايي را هم که اندکي ابهام و تيرگي دارند، به صورت تعريف واژه در مدخلي جدا انعکاس دهند.»  


دکتر ژاله آموزگار؛ وجود فرهنگ ريشه شناسي ضروري است 

همچنين دکتر ژاله آموزگار نيز که از ديگر مهمانان نشست شهر کتاب درباره «فرهنگنامه فارسي» بود با اشاره به بحث هاي مطرح شده در نشست توضيح داد؛ «در زبان هاي پهلوي مطلقاً مترادف وجود ندارد و وقتي که دو واژه را کنار هم مي آورند آنقدر تفاوت هاي معنايي ظريف و کوچکي وجود دارد که به هيچ وجه نمي توان دو واژه را مترادف و هم معنا گرفت.» ژاله آموزگار تاکيد کرد؛ «در زبان هاي پهلوي ممکن است کلمات شبيه هم باشند اما ما فقط خيال مي کنيم که با هم مترادف اند در حالي که اين گونه نيست و همه واژه ها با هم تفاوت دارند و من نيز باور دارم که مترادف اصلاً وجود ندارد.» اين استاد دانشگاه تهران درباره ريشه شناسي در فرهنگ نيز گفت؛ «به گمانم اين کار بسيار سخت و پيچيده است و به نظر من لازم است يک فرهنگ ريشه شناسي جداگانه براي زبان فارسي وجود داشته باشد.» فرهنگنامه فارسي 60 هزار واژه و اصطلاح ادبي، علمي، فني و گفتاري و همچنين 20 هزار مدخل شامل اشخاص، مکان ها، مکتب هاي ادبي، هنري و فلسفي، اثرهاي هنري و تاريخي، اديان و... را در خود جاي داده است. وجود 12 هزار ترکيب اسمي و فعلي رايج، سه هزار ارجاع، 50 جدول، نقشه و نمودار و همين طور 25 پيوست از ديگر ويژگي هاي «فرهنگنامه فارسي» منتشر شده از سوي انتشارات فرهنگ معاصر است.

 

باطني در نشست بررسي »فرهنگنامه‌ي فارسي: « فرهنگنامه‌ي فارسي، فرهنگي پويا  

نشست بررسي «فرهنگنامه‌ي فارسي» تأليف غلامحسين صدري‌افشار با همكاري نسرين و نسترن حكمي روز گذشته (سه‌شنبه، 17 آذرماه) در شهر كتاب مركزي برپا شد.  

به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، علي‌اصغر محمدخاني - معاون فرهنگي شهر كتاب - در اين نشست در آغاز سخن با توضيحي درباره‌ي تفاوت‌هاي فرهنگ‌نويسي طي دهه‌هاي اخير در ايران با شيوه‌هايي كه قبلا براي تدوين فرهنگ به كار گرفته مي‌شد، با تأكيد بر دشواري‌ها و ناهمواري‌هاي بسيار در كار تدوين فرهنگ‌هاي مختلف فارسي، تصريح كرد: ما در حوزه‌ي فرهنگ‌نويسي بسيار ضعيف هستيم و ضرورت دارد به اين حوزه توجه بيش‌تري شود.  

داوود موسايي - مدير انتشارات فرهنگ معاصر - نيز در باره‌ي اين انتشارات و اهداف آن به ارائه‌ي گزارش پرداخت و گفت: ما از همان آغاز با هدف تدوين فرهنگ‌هاي متعدد و روز‌آمد كارمان را شروع كرديم كه اكنون 28 سال از آن زمان مي‌گذرد. ما سعي داشتيم فرهنگ‌هايي را كه تدوين و ارائه مي‌كنيم، در حد استاندارد‌هاي روز باشد. تلاش داشتيم تا در حوزه‌هاي زبان، فرهنگ‌هايي را منتشر كنيم كه البته كارآساني نبوده و حاصل كار ما در اين چند دهه، 120 عنوان فرهنگ بوده است؛ به‌طور ميانگين، هر سال، چهار فرهنگ را عرضه كرده‌ايم. البته تدوين فرهنگ‌هاي فارسي در اولويت نخست ما بوده است. 

او سپس به آغاز همكاري غلامحسين صد‌ري‌افشار به همراه گروهش با مؤسسه‌ي انتشاراتي فرهنگ معاصر در سال 73 اشاره كرد و گفت: ما طي اين سال‌ها همكاري تنگاتنگي داشته‌ايم. نخستين كاري كه به همكاري گروه صدري‌افشار، انجام داده‌ايم، انتشار «فرهنگ اعلام» بود و در ادامه بيش‌تر فعاليت‌مان بر روي «فرهنگنامه‌ي فارسي» بوده كه تاكنون مجلد‌هايي از اين مجموعه بيرون آمده است و دو جلد ديگر را در دست انتشار داريم.
غلامحسين صدري‌افشار هم در توضيحاتي گفت: برايم مايه‌ي سربلندي است كه گروهي از فرهيختگان و اهل فرهنگ وقت گذاشته‌اند كه درباره‌ي «فرهنگنامه‌ي فارسي» سخن بگويند و بشنوند. از داوود موسايي كه باعث نشر اين فرهنگ شد، عميقا سپاسگزارم.  

او ياد‌آور شد: براي هركسي دشوار است شنونده‌ي اين باشد و لغزش‌هايش را بيان كنند؛ اما ما سه نفر قبل از ورود به جلسه تصميم گرفتيم با شنيدن و مطرح‌كردن نقدها از سوي صاحب‌نظران گرهي باز شود و در نقدهايي كه ارائه مي‌شود، ضعف‌هاي‌مان گوشزد شود و اگر حسني دارد، نيز بيان شود كه بر آن تكيه كنيم و در ويرايش‌هاي بعدي ضعف‌ها را كم‌تر ‌و كم‌تر كنيم. 

همچنين نسرين حكمي با قدرداني از حضور استادان و پيشكسوتاني چون اسماعيل سعادت و علي‌محمد حق‌شناس در نشست رونمايي «فرهنگنامه‌ي ‌فارسي»، گفت: گروه ما نه زبان‌شناس است و نه ادعاي زبان‌شناسي دارد، ضمن اين‌كه تحصيلات آكادميكي هم در اين حوزه نداريم و از اين منظر در كار تدوين فرهنگ نبوده‌ايم؛ ما سعي داشته‌ايم كه راه تازه‌اي را در مسير فرهنگ‌نويسي باز كنيم و اميدواريم بعد از اين همه، دست‌كم راهي را براي ديگران باز كرده باشيم و اكنون خوشحاليم كه كساني ديگر دارند همين مسير را طي مي‌كنند.
محمدرضا باطني نيز با توضيحي درباره‌ي لفظ فرهنگ لغت در زبان‌هاي انگليسي و فرانسوي، سخنش را آغاز كرد و در توضيحي درباره‌ي عنوان «فرهنگنامه‌ي فارسي» كه از سوي غلامحسين صدري‌افشار انتخاب شده است، گفت: از صدري‌افشار پرسيدم «فرهنگنامه» را از كجا آورده است. پاسخ داد، سعيد نفيسي كتابي را به اين‌گونه تأليف كرده و نامش را «فرهنگنامه» گذاشته كه اين اثر تأليفش از سال 1319 آغاز شد و با درگرفتن جنگ، تأليف آن در حرف «ت» متوقف شد. با اين حال، تاكنون غير از سعيد نفيسي، كسي لفظ «دانشنامه‌» را «فرهنگنامه» نخوانده است؛ اما اميد است كه از اين به بعد نام «فرهنگنامه» براي فرهنگ‌هايي كه هم لغت و هم اعلام را هم‌زمان دارند، در بين اهل فن جا بيافتد و به كار گرفته شود. 

اين استاد زبان‌شناسي در ادامه متذكر شد: در «فرهنگنامه‌ي فارسي» شامل واژگان و اعلام كه يك دوره‌ي سه‌جلدي است، اتفاق‌هاي خوب توأم با برخي ضعف‌ها رقم خورده است. در بخش اعلام فقط به اسم افراد نيست كه اشاره مي‌شود؛ بلكه بسياري از اطلاعات ديگر در اختيار كاربر قرار مي‌گيرد و همچنين در بخش پرداختن به مفاخر و چهره‌هاي فرهنگي - ادبي فقط به ذكر نام بزرگان گذشته بسنده نشده؛ بلكه از چهره‌هاي معاصر هم در بخش اعلام سخن به ميان آمده است. 

باطني افزود: در قسمت واژگان اين فرهنگنامه ديده مي‌شود كه واژگان اين ويرايش نسبت به كار قبلي بازبيني شده است. برخي تأليف‌ها دقيق‌تر و بسامان‌تر شده است. همچنين واژگاني ديگر اضافه شده كه من اين واژگان اضافي‌شده را در چهار قسمت تقسيم مي‌كنم؛ نخست واژه‌هاي نامتداول و نامتعارف كه افزوده‌ شده‌اند. ديگر برخي واژه‌ها از حوزه‌ي گفتاري هستند، همچنين بخشي ديگر از واژه‌هاي اضافي‌شده واژه‌هايي تخصصي - ادبي هستند و سر آخر هم واژه‌هاي بسيار جديدي به اين فرهنگ اضافه شده‌اند. 

او تصريح كرد: در مقوله‌بندي تعريف‌ تغييراتي وارد شده است كه برخي از آن‌ها دقيق‌تر و برخي سود‌مندترند. آرايش صوري اطلاعات دقيق‌تر و بسامان‌تر است و همچنين وجود پيوست‌هاي متعدد كه در اين ويرايش شمار آن‌ها به 27 پيوست مي‌رسد، از ديگر محاسن « فرهنگنامه‌ي فارسي» است. يك كتاب‌نامه‌ي مفصل و باارزش هم در آغاز كتاب آمده است. 

اين استاد زبان‌شناسي سپس به طرح برخي از ايرادهاي «فرهنگنامه‌ي فارسي» پرداخت و گفت: نكته‌ي مهمي كه ضعف‌ همه‌ي فرهنگ‌هاي فارسي است، فقدان دادگان يا ديتابيس است و فرهنگ‌نويسي بدون ديتابيس در تاريكي حركت مي‌كند و معلوم نيست چه‌ چيزي براي فارسي‌زبان اهميت دارد. اگر بخواهيم يك كار علمي درباره‌ي فرهنگ‌نويسي انجام دهيم، بايد ديتابيس داشته باشيم. بدون دادگان يا ديتابيس نمي‌توانيم به ساماني در كار فرهنگ‌نويسي برسيم. 

باطني ضعف و اشكال در مدخل‌گزيني و نبود تعريف‌هاي دقيق براي برخي مدخل‌ها را از ديگر ايرادهاي اين فرهنگنامه دانست و با اين حال تصريح كرد: بسياري از تغييراتي كه به نسبت نسخه‌ي قبلي فرهنگ اعمال شده، در جهت روشمند‌شدن فرهنگ بوده است. 

او متذكر شد: برآيند همه‌ي اين بحث‌ها اين است كه فرهنگ صدري‌افشار و همكارانش فرهنگي پوياست كه مدام در حال به‌روز شدن است كه اين در جهت بهبود اين فرهنگ و كار فرهنگ‌نويسي است. ذكر پاره‌اي از ايرادها، جلوگيري از تكرار آن‌ها در ويرايش‌هاي بعدي است؛ هرچند كار فرهنگي نيز از اشتباه اجتناب‌ناپذير است. 

 

"فرهنگنامه فارسی" فرهنگی مفید و پویاست

دکترمحمد رضا باطنی با حضور در نشست رونمایی فرهنگنامه فارسی سه جلدی منتشر شده از سوی انتشارات فرهنگ معاصر این فرهنگنامه را اثری مفید و پویا دانست.   

 

 

 

 

 

 

 

 

به گزارش خبرنگار مهر، این زبانشناس و مترجم در نشستی که عصر سه‌شنبه به مناسبت معرفی فرهنگنامه فارسی با حضور مولفان آن غلامحسین صدری افشار و نسرین و نسترن حکمی در سالن اجتماعات شهر کتاب برگزار شده ‌بود به بررسی نقاط قوت و ضعف این کتاب پرداخت.

باطنی در ابتدای سخنانش به مفهوم فرهنگ و لغتنامه در جوامع مختلف و سابقه آن در ایران پرداخت و توضیح داد: چنان که پیداست اولین بار مرحوم نفیسی واژه فرهنگنامه را به جای دانشنامه به‌ کار برده‌است و هیچکدام از فرهنگهای دیگر چه فرهنگ سخن، چه فرهنگ معین لغتنامه‌هایی را که به همراه اعلام هستند به چنین نامی نخوانده‌اند. 

وی اضافه شدن واژه‌های گفتاری، واژه‌های تخصصی و ادبی را یکی از وجوه مثبت این فرهنگنامه سه جلدی دانست و گفت: ورود واژه‌های جدید در هر زمان، لزوم چنین کارهای ارزشمندی را در هر عصری ضروری می‌کند و از این رو کار مولفان این کتاب جای سپاسگزاری دارد. 

وی تاکید کرد: هر چند چنین کار عظیمی خالی از نقص نیست اما در مجموع معایب آن در مقایسه با محاسنش اندک است. وجود پیوستهای متعدد از قبیل نامهای تقویمهای مختلف، نشانه‌های ریاضی، تقویمهای زمین‌شناسی، جدول تناوبی عناصر و ... همچنین کتابنامه مفصل این فرهنگنامه از مزیتهای بود که این استاد دانشگاه به آن اشاره کرد.
این زبانشناس در ادامه به برخی از کاستیهای کتاب اشاره کرد و گفت: در این فرهنگنامه بعضی از تعریفها چندان دقیق نیست و می‌توانست بهتر از این باشد اما باید توجه داشت که این کار به طور کلی کار دشواری است و حتی گاه برای ارائه تعریف چیزهایی ساده مثل میز یا سیب یک فرهنگ نویس دچار مشکل می‌شود. 

وی چاره این کار را استفاده از فرهنگهای غربی برای توضیح واژه‌های مشترک در جوامع دانست و توضیح داد: با توجه به اینکه غربیها سابقه طولانی‌تری در امر فرهنگ نویسی دارند در طول سالها بسیاری از مفاهیم به صورت صیقل خورده و آماده در آمده‌اند که می‌تواند مورد استفاده ما هم قرار گیرد. 

باطنی نداشتن منبع اطلاعاتی برای تهیه فرهنگ را یکی از معضلات مولفان این رشته عنوان کرد و گفت: نبود بانک اطلاعاتی و استفاده از آن مثل حرکت کردن در تاریکی است چرا که بدون بررسی بسامد کلمات نمی‌توان اولویتهای واژگان ‌را در نوشتن فرهنگنامه در نظر گرفت. مثلاً با رجوع به متون مختلف می‌توان دریافت "اریکه قدرت" بیشتر از واژه تنهای "اریکه" دیده می‌شود از این رو در فرهنگنامه هم مفهوم این ترکیب از اولویت بیشتری برخوردار است.

در ادامه این مراسم مولفان این فرهنگنامه صدری افشار و دو همکار وی نسرین حکمی و نسترن حکمی به گفتن توضیحات مختصر بسنده کردند و ترجیح دادند بیشتر شنونده نظرات و انتقادهای عنوان شده در مورد این فرهنگنامه باشند. 

داوود موسایی مدیر انتشارات فرهنگ معاصر نیز با توضیحی کوتاه از انگیزه کار 28 ساله موسسه خود و مشکلات فنی که در سر راه چاپ آثار فرهنگنامه‌ای وجود دارد سخن گفت. 

فرهنگنامه فارسی سه جلدی واژگان و اعلام که محصول سه دهه تجربه فرهنگ‌نویسی مولفان آن است از دو فرهنگ مختلف "واژگان زبان فارسی امروز و ادبیات کهن" و "فرهنگ اعلام" تشکیل شده که با ویرایشی جدید منتشر شده ‌است. 

این فرهنگنامه 60 هزار واژه و اصطلاح ادبی، علمی، فنی و گفتاری و همچنین 20 هزار مدخل شامل اشخاص، مکانها، مکتبهای ادبی، هنری و فلسفی، اثرهای هنری و تاریخی، ادیان و... را در خود جای داده ‌است. 

وجود 12 هزار ترکیب اسمی و فعلی رایج، 3 هزار ارجاع ، 50 جدول، نقشه و نمودار و همین‌طور 25 پیوست از دیگر ویژگیهای فرهنگنامه فارسی منتشر شده از سوی انتشارات فرهنگ معاصر است. 

 

باطني: روزآمدسازي مستمر «فرهنگنامه فارسي» به آن تشخص بخشيده است 

محمدرضا باطني با تاكيد بر اينكه فرهنگنامه فارسي تاليف غلامحسين صدري افشار كتابي پوياست كه به صورت مستمر روزآمد مي‌شود، گفت: اين مسأله به اين فرهنگنامه تشخص بخشيده و آن را از ديگر فرهنگنامه‌هاي فارسي متمايز كرده است. 

به گزارش خبرنگار فارس، نشست بررسي «فرهنگنامه فارسي» تاليف غلامحسين صدري افشار و نسرين و نسترن حكمي با حضور محمدرضا باطني، داود موسايي و مولفان اثر سه‌شنبه 17 آذر در محل شهر كتاب مركزي برگزار شد.
باطني در ابتدا با اشاره به شيوه فرهنگنامه‌نگاري در دنيا عنوان كرد: فرهنگ‌هاي يك زبانه معمولا به دو صورت عرضه مي‌شوند يا صرفا فرهنگ لغت هستند و يا علاوه بر فرهنگ لغات اطلاعات دانشنامه‌اي نيز دارند. 

وي با بيان اينكه سنت فرهنگنامه‌نويسي در آمريكا شيوه دوم است خاطرنشان كرد: با اين وجود در آمريكا نام‌هاي متفاوتي براي فرهنگ لغت‌ تنها و فرهنگ لغت همراه با اعلام وجود ندارد و براي هر دوي آنها از لفظ مطلق ديكشنري (Dictionary) استفاده مي‌كنند. 

وي افزود: در انگلستان هم هر دو نوع فرهنگنامه‌ها نوشته مي‌شود اما سنت آنجا اين است كه براي فرهنگ لغت از واژه ديكشنري استفاده مي‌كنند و به فرهنگ لغتي كه اطلاعات دانشنامه‌اي هم دارد واژه ديگري هم مي‌افزايند.
وي با اشاره به اينكه فرهنگ لغت همراه با اعلام در زبان فرانسه اصطلاح مشخصي دارد، گفت: اگر بخواهيم آن واژه را به زبان فارسي برگردانيم مي‌شود فرهنگ دانشنامه‌اي يا فرهنگ دانشنامگي كه من اين ترجمه را نخستين بار از مرحوم احمد بيرشك شنيدم. 

مولف كتاب «زبان و تفكر» با اشاره به دوره سه جلدي «فرهنگنامه فارسي؛ واژگان و اعلام» صدري افشار، تصريح كرد: من وقتي دليل اين نامگذاري را از آقاي صدري افشار پرسيدم ايشان گفتند مرحوم سعيد نفيسي در سال 1319 براي اولين بار در ايران دست به چنين كاري زدند و اسم «فرهنگنامه» را براي اين كار استفاده كردند.
وي ادامه داد: كاري كه مرحوم نفيسي آغاز كرده و آن را تا حرف «ت» هم رسانده بود به دليل آغاز جنگ‌ جهاني اول و شرايط نامناسب اجتماعي نيمه كاره ماند و هرگز به پايان نرسيد اما به جز او هيچ كسي در ايران «دانشنامه» را «فرهنگنامه» نخوانده است. 

به گفته باطني خود صدري افشار نيز در فرهنگ لغاتي كه در سال 1373 منتشر كرده است فرهنگنامه را به معناي دايرةالمعارف معني كرده است اما در فرهنگنامه حاضر براي اين واژه دو معني ارائه كرده و علاوه بر معناي پيشين كتابي كه معني لغت و اعلام را به صورت توامان داشته باشد را نيز به آن افزوده است.
وي ابراز اميدواري كرد كه اين واژه مورد قبول اهل فن قرار بگيرد و از اين پس براي كارهايي نظير فرهنگنامه حاضر از همين واژه استفاده شود. 

باطني در ادامه با ذكر محسنات فرهنگنامه سه جلدي صدري افشار خاطر نشان كرد: آنچه در اين مجموعه در قسمت اعلام يا اطلاعات دانشنامه‌اي آمده است صرفا نام افراد نيست بلكه اين گستره اسامي نقاط، اصطلاحات مشهور و ... را هم در بر مي‌گيرد. 

وي ادامه داد: در اين قسمت از قدما و دانشمنداني نظير زرياب خويي، عبدالحسين زرين كوب، احمد، جهانگير و محمود تفضلي و بسياري ديگر ياد شده است كه من به خصوص از ذكر نام مرحوم احمد تفضلي به واسطه خدمات ارجمندش بسيار خرسند شدم. 

استاد با سابقه زبان شناسي دانشگاه تهران همچنين متذكر شد: چاپ فعلي فرهنگنامه نسبت به كارهاي قبلي مورد بازبيني قرار گرفته و تغييراتي در آن وارد شده است كه اين تغييرات عمدتا در راستاي بهبود اثر بوده است.
وي با اشاره به تغييراتي كه در مقوله بندي‌ها و تعريف‌ها ارائه شده است، گفت: در اين كتاب بعضي برش‌هاي معنايي دقيق‌تر تعريف شده‌اند به عنوان مثال براي «بسم‌الله» سه معني آمده است كه يكي از آنها همان ترجمه لفظي آن و به معناي «به نام خدا»ست و علاوه بر اين دو معناي شروع كار و نشان دادن ترس و تعجب هم ضبط شده است. 

باطني افزودن پيوست‌هاي جديد به پايان كتاب را يكي از ويژگي‌هاي مثبت آن توصيف كرد و گفت: جمعا 27 پيوست در اين بخش آمده است كه به كاربران كمك فراواني مي‌كند به عنوان مثال نام ماه‌ها در تقويم‌هاي مختلف، جدول تناوبي عنصرها، تقويم زمين شناسي و ... از جمله پيوست‌هايي هستند كه به كتاب افزوده شده‌اند. 

وي سپس با بيان اينكه هنوز بعضي كاستي‌ها در اين فرهنگنامه وجود دارد، توضيح داد: بعضي تعريف‌هايي كه ارائه شده است دقيق نيست البته قبول دارم كه ارائه تعريف حتي براي چيزهايي فيزيكي كه ما به ازاي خارجي دارند هم كار دشواري است اما همه جا لازم نيست كه خود ما تعريف ارائه بدهيم بلكه مي‌شود از فرهنگنامه‌هاي ديگر استفاده كرد. 

وي با اشاره به پيشينه درخشان فرهنگنامه‌نگاري در غرب متذكر شد: بايد قبول كرد كه غربي‌ها در اين زمينه بسيار بيشتر از ما زحمت كشيده‌اند و دستاوردهاي مثبت فراواني دارند كه مي‌تواند مورد استفاده ما نيز قرار بگيرد.
به گفته باطني نبود «ديتابيس» يا دادگان نقطه ضعف تمام فرهنگنامه‌هاي فارسي است كه فرهنگنامه‌ صدري افشار هم از آن مبري نيست. 

وي عنوان كرد: ما اگر مي‌خواهيم كار علمي بكنيم ناگزير از وجود «ديتابيس» يا همان دادگان هستيم چون بدون وجود آن فرهنگ‌نويسي كار بسيار پرزحمتي مي‌شود كه احتمال خطا در آن فراوان است. 

مترجم كتاب «فلسفه هنر نيچه» با تاكيد براينكه بعضي تغييراتي كه در فرهنگنامه‌ ايجاد شده در جهت بهبود كار نبوده است، تصريح كرد: به عنوان مثال در ويراست پيشين كتاب واژه «بودايي» به عنوان اسم و صفت به كار رفته است اما در چاپ جديد اين واژه تنها به عنوان صفت ضبط شده و اين به كار لطمه زده است. 

باطني در پايان خاطر نشان كرد: فرهنگنامه صدري افشار كتابي پويا است و به صورت مدام روزآمد مي شود و در اين مسير اشكالاتي كه در كار وجود دارد در برابر محاسن آن ناچيز است. 

 

صدري افشار: فرهنگنامه‌اي كه مصور نباشد، فرهنگنامه نيست   

غلامحسين صدري افشار با اشاره به ضرورت وجود تصوير در فرهنگنامه‌هاي فارسي عنوان كرد: امروزه ديگر فرهنگنامه‌اي كه مصور نباشد، اساسا فرهنگنامه نيست و قبول دارم كه فرهنگنامه ما از اين جهت فقير است. 

به گزارش خبرنگار فارس، عصر سه‌شنبه 17 آذر، نشست بررسي «فرهنگنامه زبان فارسي» تاليف غلامحسين صدري افشار، نسرين و نسترن حكمي با حضور داوود موسايي، مدير نشر فرهنگ معاصر، محمدرضا باطني و مولفان اثر در محل شهر كتاب مركزي برگزار شد. 

موسايي در ابتداي اين نشست به ارائه گزارش كوتاهي از پيشينه، اهداف و دستاوردهاي انتشارات فرهنگ معاصر پرداخت.
وي عنوان كرد: 28 سال پيش كه ما مي‌خواستيم كار خودمان را در انتشارات فرهنگ معاصر آغاز كنيم، هدفمان به‌روز سازي فرهنگ‌هاي موجود و چاپ مجموعه‌اي از فرهنگ‌هاي متعدد و مورد نياز جامعه بود كه گمان مي‌كنم در طي اين سالها اين هدف برآورد شده است. 

صدري افشار ادامه داد: راه‌اندازي بنيادي كه بتواند فرهنگنامه‌هاي متعدد را مطابق با استانداردهاي بين‌المللي منتشر كند، كار آساني نبود و ما هنوز هم در اين زمينه مدعي نيستيم، اما به مي‌توانم بگويم كه متناسب با امكانات فعلي توانسته‌ايم تمام توان خودمان را به خدمت بگيريم. 

وي از انتشار 120 عنوان فرهنگنامه طي 28 سال سابقه نشر فرهنگ معاصر به عنوان گواهي بر اين مدعا ياد كرد و گفت: در اين ميان انتشار فرهنگنامه‌هاي فارسي جزو اولويت‌هاي هميشگي ما بوده است. 

موسايي در ادامه به نحوه شكل گيري مجموعه سه جلدي فرهنگنامه زبان فارسي اشاره كرد و يادآور شد: ما به دنبال فرهنگي بوديم كه آن را روزآمد و منتشر كنيم كه مطلع شدم نشر كلمه تصميم دارد امتياز نشر «فرهنگ فارسي امروز» را بفروشد. اين بود كه با خوشحالي از آن استقبال كردم و تصميم گرفتيم اين كار را توسعه بدهيم.
وي با بيان اينكه قطب نماي ما در مسير نشر فرهنگنامه‌ها نيازهاي كاربران فارسي زبان است، تاييد كرد: در اين مسير تلاش مي‌كنيم كه علاوه بر روزآمدسازي فرهنگنامه‌، مجموعه‌اي تك جلدي و بدون اعلام از فرهنگنامه حاضر به دست دهيم.
 

 

در ادامه اين نشست نسرين حكمي در سخنان كوتاهي اعلام كرد: ما نه زبان‌شناس هستيم و نه ادعايي در اين زمينه داريم. تنها تلاش كرده‌ايم كه به زعم خودمان مسير تازه‌اي باز كنيم و گره‌اي از مشكلات مخاطبان بگشاييم.
وي ادامه داد: گروه ما شيوه فرهنگ نگاري نويني را از طريق تحصيلات آكادميك اكتساب نكرده است و اميدواريم راهي را كه گشوده‌ايم به واسطه حضور كارشناسان و محققان هموارتر شود و در آينده فرهنگنامه‌‌هاي كاربردي‌تر و عالمانه‌تري عرضه شود. 

صدري افشار نيز با اشاره به صحبت‌هاي حكمي، اذعان كرد: از آنجا كه هيچ كدام از ما زبان شناس نيستيم جرات نكرديم در فرهنگنامه خودمان براي واژگان ريشه معرفي كنيم و خودمان هم قبول داريم كه اين براي يك فرهنگنامه نقص بزرگي است. 

وي با بيان اينكه هدف ما ارائه اطلاعاتي بود كه گمان مي‌كرديم درست است و مخاطب بايد آنها را بداند، افزود: ايراد بزرگ ديگري كه در كار ما وجود دارد اين است كه مصور نيست و به اعتقاد من امروزه ديگر فرهنگنامه‌اي كه مصور نباشد اساسا فرهنگنامه نيست و اميدوارم در ويراست‌هاي بعدي كتاب تصاوير نيز به ان افزوده شده است. 

وي تاكيد كرد: اگر ما مي‌خواستيم از تصاوير زينتي استفاده بكنيم در همين چاپ نخست هم مي‌توانستيم اين كار را انجام بدهيم اما قصد ما صرفا زيباسازي كتاب نبود و دوست داشتيم تصاوير كاربردي به فرهنگنامه‌مان اضافه شود.
وي به دست دادن مترادف‌هاي واژگان را در كار فرهنگنامه نويسي ضروري دانست و گفت: از اين جهت نيز فرهنگنامه ما فقير است و به قدر كافي مترادف‌هاي واژگان را در جاي خودشان به كار نبرده‌ايم اما اميدوارم اين مساله نيز در ويراست‌هاي بعدي اصلاح شود. 

در بخش پاياني اين نشست موسايي در پاسخ به اظهارات صدري افشار ، عنوان كرد: من به عنوان ناشر اين فرهنگنامه ضرورت وجود تصاوير را درك مي‌كنم اما در شرايط فعلي اين كار مقدور نيست. 

وي با اشاره به نبود سنت تصويرگذاري در فرهنگنامه فارسي خاطرنشان كرد: متاسفانه بانك تصاوير ما در اين زمينه بسيار فقير است و تصوير گراني كه بتوانند بر مبناي يك روش علمي، تصاوير متناسب با فرهنگنامه‌ها ارائه دهند بسيار كم هستند. 

وي همچنين تصريح كرد: اگر مي‌خواستيم فرهنگنامه مصور عرضه كنيم ديگر معلوم نبود كار كي منتشر مي‌شود اين بود كه تصميم گرفتيم چاپ نخست را بدون تصوير ارائه كنيم اما كماكان به دنبال ارائه فرهنگنامه‌هايي با تصاوير معقول و گره‌گشا هستيم و اميدوارم در ويراست‌هاي بعدي شاهد انتشار چنين اثري باشيم. 

 

موج فرهنگ‌نويسي را موسسه فرهنگ معاصر ايجاد كرد

کتاب مرجع- همشهري‌آنلاين:

موج فرهنگ‌نويسي را موسسه انتشاراتي فرهنگ معاصر رايج كرد .

و بعد از‌ آن تب فرهنگ‌نويسي به بقيه نهادهاي دولتي وخصوصي عرصه نشر سرايت كرد.    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به گزارش همشهري‌آنلاين، دكتر علي محمد حق شناس، فرهنگ‌پژوه و زبان‌شناسي نامي ضمن اعلام اين مطلب در نشست نقد و بررسي كتاب فرهنگ‌نامه واژگان و اعلام كه عصر سه شنبه،17 آذر در شهر كتاب برگزار شد، گفت:بالابردن استانده‌هاي فرهنگ نويسي، چه در فرهنگ‌هاي تك زبانه و چه در فرهنگ‌هاي دوزبانه تنها به همت اين موسسه صورت گرفت و من خود بارها و بارها شاهد بودم كه مديران اين موسسه و به خصوص آقاي موسايي ضمن تاكيد بر ارتقاي اين استانده ها بر اين نكته هم تاكيد مي‌كردند كه آنچه امروز منتشر مي‌كنيم آرمان مانيست و به دليل همين نگاه بود كه هر روز فرهنگ‌ها و آثار اين موسسه ارتقاي كيفي و كمي مطلوبي پيدا كردحق‌شناس عمر فرهنگ‌نويسي به شكل تازه را باعمر انتشارات فرهنگ معاصر( حدود 30 سال) برابر دانست وگفت، اي كاش موسسه انتشاراتي فرهنگ معاصر با توجه به اشراف و تجربه‌اي كه در زمينه فرهنگ‌نگاري و فرهنگ‌نويسي دارد، به سراغ انتشار فرهنگ‌هاي تخصصي هم مي‌رفت و همانند مركز نشر دانشگاهي فرهنگ هاي واژگان تخصصي را هم به مجموعه وظايفش اضافه مي‌كرد

وي گفت جاي اين گونه فرهنگ‌ها خالي است و در ذكر مصداق خود از اين فرهنگ‌ها به فرهنگ واژگان و گفتمان ادبي اشاره كرد كه به كوشش نبوي و مهاجر به بازار كتاب عرضه شده بود. 

وي همچنين از انتشارات فرهنگ معاصر خواست به فكر ايجاد بانك عكس و يا دادگان عكس باشد كه بعدها براي تدوين فرهنگي جامع براي زبان فارسي كاربردهاي فراواني خواهد داشت. 

حق شناس با اشاره به مباحث مفيد مطرح شده در نشست نقد وبررسي كتاب فرهنگ‌نامه واژگان و اعلام گفت: به نظر من در اين جلسه نكاتي مطرح شد و البته برخي از اساتيد حاضر در نشست هم نكاتي را درباره فرهنگ‌نويسي در ذهن و ضمير دارند كه وقتي چنين محدود نمي‌تواند تكاپوي چنين مباحثي را بدهد و بهتر است سمينار يا هم‌انديشي يك روزه‌اي در اين زمينه برگزار شود تا بتوان به خوبي و در حد كافي ديدگاه ها را شنيد و درباره‌اشان بحث وگفت وگو كرد. 

حق‌شناس كه فرهنگ هزاره انگليسي- فارسي وي از سوي انتشارات فرهنگ معاصر در سال 1380 منتشر و جايزه كتاب سال بخش كليات را از آن مولف و ناشر كرد، درباره فرهنگ سه جلدي واژگان و اعلام گفت: من كارها و تلاش‌هاي آقاي غلامحسين صدري افشار و خانم‌ها نسرين و نسترن حكمي را از زماني كه فرهنگ‌شان از سوي انتشارات كلمه و در سه ستون و در يك جلد پت و پهن منتشر شد، به ياد دارم و اكنون كه اين فرهنگ سه جلدي را مي‌بينم انصافا به همت آنها درود مي‌فرستم و معتقدم كاري فوق‌العاده را انجام دادند و اين سير و تكامل از آن فرهنگ تا اين فرهنگ به خوبي لمس مي‌شود. 

وي تفكيك فعل‌ها و واژه‌هايي كه پسوند و پيشوند و ميانوند دارند را از ابتكارات اين فرهنگ دانست وگفت: اين كار به دقت و شفافيتي قابل اعتنا انجام شده است و گروه مولفان فرهنگ و آقاي صدري افشار سعي كردند آنهايي كه شفاف‌اندو معني‌شان با ديدن همان واژه درك و دريافت مي‌شود را در بسته و جدول بياورندو آنهايي را هم كه اندكي ابهام و تيرگي دارند ، به صورت تعريف واژه در مدخلي جدا انعكاس دهند. 

حق شناس با ا شاره به وضعيت و تفاوت درنحوه دسترسي شهروندان ايراني در نقاط مختلف ايران گفت: يكي از كاربرد‌هاي مهم اين فرهنگ همانا دادن اطلاعات به شهروندان نقاط دوردست است كه از كمترين منابع اطلاع رساني در زمينه‌هاي مختلف بهره مي‌برند. 

به گزارش همشهري‌آنلاين در نشست نقد و بررسي فرهنگنامه واژگان واعلام، دكتر محمد رضا باطني به عنوان منتقد و مولفان فرهنگ و داود موسايي ، مدير انتشارات فرهنگ معاصر حضور داشتند كه مشروح اين گزارش به زودي در همشهري‌آنلاين انعكاس مي‌يابد. 

 

گفت‌وگو با دكتر غلامحسين صدري افشار، نسرين حكمي و نسترن حكمي به بهانه انتشار نسخه جديد «فرهنگنامه فارسي»

كسي از ما حمايت نكرد


ياسين نمكچيان

وقتي هنوز زير گنبد كبود اين شهر هزار چهره آدم‌هايي پيدا مي‌شوند كه دور از هياهوي هميشگي و سرسام‌آور خيابان‌ها در گوشه‌اي نشسته‌اند و صادقانه به گسترش فرهنگ اين سرزمين فكر مي‌كنند، بايد روبه‌روي آينه ايستاد و به زندگي رنگ و رو‌رفته لبخند زد.

وقتي هنوز زير گنبد كبود اين شهر هزارچهره، جايي ترنم شيري‌رنگ حيات احساس مي‌شود، بايد نااميدي را پشت دروازه‌هاي بسته فراموشي جاگذاشت. آنها بيست و هشت سال تمام در گوشه‌اي از اين شهر هزار چهره دور تا دور ميزي نشسته‌اند و دور از همه هياهوهاي هميشگي تنها به گسترش فرهنگ اين سرزمين فكر مي‌كنند. دكتر غلامحسين صدري افشار، نسرين حكمي و نسترن حكمي حالا بيشتر از آنچه فكر مي‌كنيم به گردن فرهنگ ايران زمين حق دارند و شايد اصلا نيازي نباشد به اينكه بنويسيم مثلا دكتر صدري افشار متولد سال هزار و سيصد و چند و نسرين حكمي متولد شهر كجاست. حالا زمان آنقدر پيش رفته است كه اين چيزها را بسپاريم به اينترنت و بي‌هيچ مقدمه ديگري پاي حرف‌هاي دوستانه گروهي بنشينيم كه سال‌ها است هر روز صبح كارشان را با هم شروع مي‌كنند و هر غروب در انتظار طلوعي ديگر با هم خداحافظي. اين گفت‌وگو به بهانه انتشار نسخه جديد «فرهنگنامه فارسي» تدوين شده است. پس بي‌هيچ حرف ديگري اصل مطلب را بخوانيد كه خالي از لطف نخواهد بود.

كارهاي جمعي در ايران معمولا با مشكلات زيادي روبه‌رو مي‌شود كه در بيشتر مواقع به نتيجه نمي‌رسد. شما 28 سال كنار هم كار كرديد و به هدف مطلوبتان هم رسيديد. اگر ممكن است از سال‌هايي كه گذشت بگوييد.
نسرين حكمي: روزي كه ما با آقاي صدري افشار آشنا شديم، دنبال انجام كاري فرهنگي بوديم كه مي‌توانست ترجمه، ويرايش يا چيزهاي ديگر باشد. ما دوست داشتيم با آقاي دكتر كار كنيم و ايشان با اينكه كارهاي مجله «هدهد» را انجام مي‌دادند و مشغول ويرايش و ترجمه بودند، فيش‌هاي فرهنگ فارسي را هم آماده داشتند. با پيشنهاد ايشان با هم كار را شروع كرديم و افتاديم در مسيري كه همه 28 سال گذشته را رقم زد. روحيات مشترك، خواسته‌ها و انگيزه‌هاي مشترك و اعتقاد به اينكه كار فرهنگي از هر كار پر سر و صداي ديگري مفيدتر است، مسير پرفراز و نشيب ما را هموار مي‌كرد؛ چون هر سه نفر به اين ويژگي‌ها به شكلي عملي اعتقاد داشتيم و توانستيم به نتيجه برسيم.

هر سه نفر مجبور بوديم از جيب هزينه كنيم و هيچ‌كدام در تقسيم كارها حاشيه را در نظر نمي‌گرفت. شايد روحيات مشترك بيشترين دليل پايدار بودن گروه ما بود و هر كاري را كه منتشر مي‌كرديم، مي‌خواستيم ادامه‌اش بدهيم. هنوز به لحظه‌اي نرسيده‌ايم كه يك نفر از ما بگويد ديگر با اين شيوه كار نمي‌كند. با اينكه هم از نظر اقتصادي و هم امكانات محدود بوديم، تلاش كرديم مشكلات را حل كنيم.

نسترن حكمي: ضمن اينكه تعدادمان كم است؛ اما يك ساختار مديريت منظم را قائل شديم. علاوه بر اينكه هر سه نفر كار را مي‌بينيم وظايفي را هم براساس رشته تحصيلي يا تخصص بر عهده داريم؛ مثلا آقاي صدري افشار هم در شناخت واژگان و هم به مسائل تاريخي مسلطند. ما با در نظر گرفتن اين مسائل و هم نظم سعي كرديم مسائل را با هم قاطي نكنيم و كارها را به سرانجام برسانيم.

صدري افشار: ما از اول فهميديم بايد تقسيم كار كنيم و هر كس وظيفه‌اي را به صورت داوطلبانه بر عهده بگيرد و انجام بدهد. نكته دومي كه رعايت كرديم اين بود كه حتما هر كاري را با توافق جمع انجام دهيم. گاهي دو نفر نظري داشتند كه نفر سوم قانع نمي‌شد؛ آن موقع در صورتجلسه‌ها مي‌نوشتيم كه فلاني اظهار مي‌كند با اين نظر موافق نيست؛ ولي دليل كافي براي قانع كردن بقيه هم ندارد، در نتيجه تا وقتي دو نفر ديگر را قانع كند نظر آنها را مي‌پذيرد. اين نكته‌اي اساسي است. مردم سالاري همين است؛ يعني اقليت نظري دارد كه خلاف نظر اكثريت است؛ اما نمي‌تواند اكثريت را راضي كند. در نتيجه نظر اكثريت را مي‌پذيرد و ادامه مي‌دهد تا موقعي كه اكثريت را به دست بياورد. نكته سوم كه اهميت داشت رعايت مساوات در همه زمينه‌هاي مادي و معنوي بود. ما سعي كرديم كاري نكنيم كه در جريان اين مشاركت،‌ كسي احساس مغبوني كند.

متاسفانه ما مردم ايران روحيه عجيبي داريم. وقتي مي‌خواهيم به سفري برويم يا مهماني در پيش داريم، دست و دلبازيم؛ ولي در جريان كار با كمال تاسف به خاطر يك تومان خرخره هم را مي‌جويم. ما سه نفر بوديم كه هيچ تشكيلات رسمي نداشتيم. هيچ نيازي نبود كه حساب و كتاب داشته باشيم؛ اما هميشه حساب و كتاب داشتيم. همه هزينه‌ها و درآمدها را يادداشت مي‌كرديم و هرچند وقت گزارش تهيه مي‌كرديم و شفاف بوديم.
يعني عدم رعايت همين نكته‌ها دليل مشكلاتي است كه اجازه همكاري گروهي را به خيلي‌ها نمي‌دهد؟
صدري‌افشار: من اين اعتقاد را دارم و فكر مي‌كنم همكارانم هم اين‌طور فكر مي‌كنند. گاهي بعضي‌ها براي انجام كار مشاركتي سراغ ما آمدند كه همين توصيه‌ها را به آنها كرديم؛ اما چون نتوانستند رعايت كنند خيلي زود با مشكل روبه‌رو شدند.

روزانه چند ساعت كار مي‌كنيد؟

صدري‌افشار: كار ما از 8 صبح شروع مي‌شود و تا 5/12 ظهر ادامه پيدا مي‌كند و بعدازظهرها هم از ساعت 3 تا 6 و گاهي 7 مشغوليم. اين برنامه به شكل منظم در 6 روز هفته تكرار مي‌شود. اگر هم قرار باشد يك روز كسي ديرتر بيايد روز قبل عنوان مي‌كند تا دو نفر ديگر بدانند و برنامه كار مشترك خود را با او تنظيم كنند.
نسرين حكمي: در واقع ما نسبت به كار و يكديگر آن قدر احساس مسووليت مي‌كنيم كه نمي‌خواهيم كسي لنگ ما شود. مرتب كارهايمان را چك مي‌كنيم و به همديگر گزارش مي‌دهيم كه خيلي مواقع كتبي نيست و شفاهي است. هر از گاهي هم جلساتي كاملا دوستانه برگزار مي‌كنيم و روند كار را مورد بررسي قرار مي‌دهيم. مرتب مسير كارمان را تصحيح مي‌كنيم كه تاكنون بخش واژگاني فرهنگ فارسي چندين بار و بخش اعلام آن دو بار تصحيح شده است.

آيا اين شيوه كار در طول سال‌هاي گذشته فرساينده نبوده است؟

صدري افشار: بايد كار را دوست داشت.

نبيني باغبان چون گل بكارد

چه مايه غم خورد تا گل برآرد

چه خوش باشد كه بعد از روزگاري

به اميدي رسد اميدواري

اين شعر از منظومه ويس و رامين بسيار بامعني است. يعني زآب خرد ماهي خرد خيزد.

نسرين حكمي: به هر حال اگر نخواهيد بازنشسته شويد و بخواهيد فعال بمانيد بايد كار معنا داشته باشد. اغلب غير از خودمان جوان‌هايي در قسمت‌هاي اجرايي با ما همكاري مي‌كنند كه تقريبا غير از يكي دو مورد همه آنها پس از قطع همكاري ارتباطشان را حفظ كرده‌اند؛ چون فضاي كاري ما با همه نظمي كه دارد، خشك نيست.
نسترن حكمي: دموكراسي براي ما هميشه وجود داشت. ممكن است گاهي به دليل نوع كار و اختلاف سن بعضي چيزها باب ميل كسي نباشد؛ اما اغلب آنهايي كه يك دوره با ما گذراندند احساس رضايت كردند.
فرهنگ فارسي اولين فرهنگ نامه‌اي است كه به صورت گروهي تدوين شده است؟

صدري افشار: فرهنگ دهخدا هم به نوعي كاري گروهي است و تفاوتش با كار ما به تجربه‌هايي برمي‌گردد كه از گذشته در اختيار ما قرار گرفته است. ما اين بخت را داشتيم كه مدت‌ها با كار علمي سروكار پيدا كنيم؛ به همين دليل سعي كرديم تعريف‌هايمان علمي باشد. لغت‌نامه دهخدا در زمان خودش كار بسيار بزرگي بود؛ اما امروز جواب نمي‌دهد.

آيا ضروري است كه فرهنگ‌نامه‌ها مرتب به روز شوند؟

صدري‌افشار: دقيقا. چون هم لغت‌هاي قديمي كه در دسترس نبود مي‌تواند چاپ شود و در دسترس قرار بگيرد و هم جست‌وجوي بيشتري درباره واژه‌ها انجام شود. از طرفي مردم مرتب واژه‌هاي تازه مي‌سازند و معناهاي جديد به واژه‌هاي قديمي مي‌دهند و همه اين چيزها باعث مي‌شود تا نياز به فرهنگ‌نامه‌نويسي احساس شود. در همه جاي دنيا هم همين‌طور است. متاسفانه تا امروز فقط عميد سعي كرد فرهنگ‌نامه‌اش را به‌صورت منظم تصحيح كند. ما خوشحاليم كه براي ششمين بار فرصتي فراهم شد تا فرهنگ نامه‌مان را تصحيح و تدوين كنيم. ما براي شنيدن هرگونه اظهارنظري گوش شنوا داشتيم و هركس نكته‌اي را ابراز كرد در مقدمه يادآوري و سپاسگزاري كرديم. علاوه بر اين با مجموعه‌اي از متخصص‌هاي رشته‌هاي مختلف در ارتباطيم تا اگر واژه‌اي مربوط به رشته تخصصي آنها است، مشورت بگيريم. ما به اطلاعات خودمان و مراجعي كه استفاده مي‌كنيم، قانع نمي‌شويم.
نسترن حكمي: ما اين شانس را داشتيم كه در دنياي ارتباطات كار كنيم. همه امكانات حالا در اختيار ماست كه گذشتگان از آنها بهره‌مند نبودند. مقصود ما از ويرايش تنها به روز كردن نيست. ما سعي مي‌كنيم در چارچوب استانداردهاي فرهنگ‌نويسي دنيا حركت كنيم.

وضعيت اقتصاد مردم به گونه‌اي است كه با توجه به قيمت پشت جلد خيلي‌ها توانايي در اختيار داشتن فرهنگنامه‌فارسي را ندارند. در بسياري مواقع فرهنگنامه‌هاي ديجيتالي جاي فرهنگ‌هاي مكتوب را مي‌گيرند. چرا اين فرهنگ نامه را به شكل ديجيتالي هم منتشر نكرديد تا در دسترس اين دسته از علاقه‌مندان هم قرار بگيرد؟
صدري افشار: اين قسمت به سياست‌هاي ناشر مربوط مي‌شود. البته به‌رغم اينكه فرهنگ ديجيتالي جايگاهش را پيدا كرده، اما خيلي‌ها امكان استفاده از آن را ندارند يا عادت نكردند. هنوز اطلاع‌رساني بيشتر به شكل مكتوب است؛ اگرچه روزنامه‌ها به صورت ديجيتالي هم منتشر مي‌شوند؛ اما طرفداران نسخه‌هاي چاپي بيشتر است.
نسرين حكمي: به نظر من بايد عادت فرهنگ مطالعه در كتابخانه را گسترش داد. كتابي با اين حجم و قيمت قرار نيست در همه خانه‌ها وجود داشته باشند، بلكه بايد در مدارس و كتابخانه‌ها در دسترس باشد. دانش‌آموزان و دانشجويان به عنوان مصرف‌كننده بايد ياد بگيرند كه در كتابخانه‌ها ازآن استفاده كنند.
در سياست دولت هم بايد خريد فرهنگنامه و كتاب‌هاي مرجع و در اختيار گذاشتن آنها براي كتابخانه‌ها را در برنامه‌ها‌يش قرار دهد؛ ضمن اينكه رمان و شعر و رشته‌هاي تخصصي هم نياز است بايد كتاب‌هاي مرجع جايگاه ويژه‌اي داشته باشند. فرهنگ نويس فقط مي‌تواند به مردم نسخه تازه ارائه كند و مسائل اقتصادي‌اش را بازار و ارگان‌هاي دولتي تعيين مي‌كنند. تا دولت نخواهد كه كتابخانه‌ها به كتاب‌هاي مرجع مجهز باشند، قيمت كتاب را هر چه قدر هم پايين بياوريد، بي‌ترديد در سبد خانواده كالاي درجه دهم است و نان و پوشاك اهميت بيشتري دارند.
روزي خبرنگاري از من پرسيد آيا تمايل نداريد تجربه‌هايتان را در اختيار علاقه‌مندان بگذاريد كه در جوابش گفتم دوست داريم اما كجا، آيا بايد درخيابان دنبال علاقه‌مندان بگرديم و دولت نبايد هيچ حمايتي از ما و آدم‌هاي بسيار باتجربه‌تر بكند. ما فرهنگ نويسيم متولي همه مسائلي اقتصادي و سياسي مملكت كه نيستيم، ما آنقدر مي‌دانيم كه بايد اطلاعات مورد نياز را در اختيار مردم قرار دهيم و بقيه به دولت و سياست‌هايش مربوط مي‌شود. ما خودمان كتاب‌هاي مرجع زيادي در اختيار داريم كه باهزينه شخصي تهيه كرديم، در حالي كه ترجيح مي‌داديم كتابخانه‌اي وجود داشت كه از امكاناتش استفاده مي‌كرديم.

در همه جاي دنيا دولت‌ها حامي كساني هستند كه در زمينه گسترش فعاليت‌هاي فرهنگي تلاش مي‌كنند؛ اما در ايران نه تنها اين اتفاق براي چهره‌ها و گروه‌هاي مستقل نمي‌افتد، بلكه گاهي سنگ اندازي هم مي‌شود. شما كار بزرگي را به ثمر رسانديد كه با توجه به شرايط موجود بي‌ترديد زندگي شخصي شما را هم تحت تاثير قرار داده است اگر ممكن است كمي از مشكلات سال‌هايي كه گذشت بگوييد.

صدري افشار: اين داستان دراز و غم‌انگيزي است. شايد يكي از دلايلي كه باعث شد همكاري ما دوام داشته باشد همين بود كه كسي از ما حمايت نكرد و البته خودمان هم حواسمان بود نمايش راه نيندازيم و سرمان را پايين بيندازيم و تلاش كنيم. دو سه بار شرايطي پيش آمد كه ما در دام افتاديم و بعد خودمان را سرزنش كرديم. يك بار موقعي بود كه كتاب ما كتاب سال شد كه خودش داستان درازي دارد. بار ديگر در كميسيون به عنوان كتاب سال تصويب شد و به ما هم اطلاع دادند، اما وقتي نتيجه اعلام شد ديديم كتاب ما را حذف كردند و اثر ديگري را جايگزين كردند كه كتاب درسي بي‌موضوع و درباه مكانيك يكي از صاحبان مقام بالا بود. گذشت تا اينكه در دوره آقاي خاتمي و وزارت آقاي مهاجراني كتاب ما كتاب سال شد و متاسفانه ما در دام افتاديم و رفتيم جايزه گرفتيم. همانجا من اعتراضم را اعلام كردم كه سيستم تشويق مولف مسخره‌ترين نوع كار است. مگر ما شاگرد اول بوديم كه ما را ريسه كردند پشت سر هم و دست هر كداممان جايزه دادند. ما نويسنده بوديم ظاهرا صاحب فكر و بينشي هستيم. بايد ما را صدا مي‌كردند و مي‌گفتند چهار كلمه از دردمان بگوييم و اينكه چرا اين كار را انجام داديم و مي‌خواهيم به كجا برسيم، اما به جاي آن رديف‌مان كردند و جايزه دستمان دادند و چون ما سه نفر بوديم جايزه را بين ما تقسيم كردند. براي كتاب سال 22 سكه در نظر گرفته بودند كه به عنوان تشويق كار جمعي به هر كدام هفت و نيم سكه رسيد كه نيم سكه را ارفاق كردند. ما يكبار به آقايان مراجعه كرديم و گفتيم ما از شما حقوق و مواجب و كارمند نمي‌خواهيم، فقط جايي را در اختيار ما قرار دهيد كه كتاب‌ها و رايانه‌هايمان را در آنجا بگذاريم و كار كنيم و علاقه‌مندان هم حق داشته باشند به آنجا مراجعه كنند هم از امكانات ما استفاده كنند و هم شيوه‌هاي كار را به آنها آموزش دهيم كه بعد از ما كار را دنبال كنند. بله بله گفتند و ما را به حسن و حسين ارجاع دادند و باعث شد چندين ماه يكي از ما معطل شود و دنبال كاري برود كه نتيجه‌اي نداشت. يا فرض كنيد به ما گفتند مصاحبه تلويزيوني بكنيد و درباره كارتان حرف بزنيد كه ما قبول كرديم؛ اما سرانجام چيزي كه از حرف‌هاي ما نقل شد آنقدر بي‌سر و ته بود كه چيزي دستگير كسي نمي‌شد. حالا ياد گرفته‌ايم ديگر اين كار را نكنيم.
نسترن حكمي: شبكه 4 با ما سه نفر مصاحبه كرد، اما ما دونفر را حذف كردند و تنها بخشي از گفته‌هاي آقاي صدري افشار را پخش كردند. ما خودمان نخواستيم كسي از ما حمايت كند. زير چتر كسي رفتن همانا و به دام خيلي چيزهاي ديگر افتادن هم همانا. از طرف ديگر حمايت سرگرداني به همراه مي‌آورد؛ چون مجبوري هر روز به اين مقام و آن مقام گزارش بدهي كه چه كرديم و چه شد، اما من مي‌خواهم در اين ميان از ناشرمان آقاي موسايي تشكر كنم كه به هر حال تا حد امكان خودشان سعي كردند كمكمان كنند و دو اتاق را راه انداختيم و دوستاني هم با ما همكاري مي‌‌كنند. اگر چه حمايت بيروني و دولتي نداشتيم، اما ناشر انصافا با ما همكاري كرد.
نسرين حكمي: در طول اين سال‌ها آقاي افشار مرتب تدريس و ترجمه كردند و من تدريس و ويرايش كردم و خانم نسترن هم همين‌طور تا كارمان به سرانجام برسد. ما مجبور بوديم شغلي داشته باشيم تا حداقل يا آب باريكه زندگي‌مان را تامين كند و براي كار هم هزينه كنيم. طبعا براي زندگي شخصي خودمان ناراضي نيستيم؛ اگرچه براي كار هم هزينه كرديم.

صدري افشار: اجاره محل داديم، كتاب خريديم. وسايل و نوشت‌افزار فراهم كرديم. گاهي به همكاران از همان درآمد كوچكي كه از جاي ديگر به دست آورديم دستمزد پرداخت كرديم؛ چون كارمان كار تازه‌اي بود در آغاز ناشران به راحتي زير بار نمي‌رفتند. چاپ اول فرهنگ ما تصادفي ناشر پيدا كرد. بعد از آنكه به چند ناشر مراجعه كرديم و هيچ‌كدام حاضر نشدند با ما همكاري كنند. ما آن موقع از دوستي پول قرض كرده بوديم و در تدارك انتشارش بوديم كه تصادفي ناشر ديد و انتشار آن را پذيرفت. وقتي چاپ شد در طول شش ماه نسخه‌هايش در بازار تمام شد و ناشر مي‌خواست تجديد چاپش كند كه ما مانع شديم و دو سال دست نگه داشتيم تا ويرايش جديد را آماده كنيم. ما خودمان سعي كرديم به جاي مساله اقتصادي مساله فرهنگي قضيه را در نظر بگيريم. پشت اين كار سال‌ها تجربه خوابيده است. من هفتاد و پنج ساله‌ام و 61 سال در حال نوشتنم و همه كارهاي نشر را ذره‌به‌ذره دنبال كردم. سا‌ل‌ها مجله منتشر كردم و سال‌ها ويراستار بودم. كار علمي كردم. كارم را در سال 1345 در بنياد فرهنگي ايران با فيش‌نويسي مخزن الادويه شروع كردم و اين خانم‌ها ضمن اينكه مطالعه فرهنگي داشتند و تدريس مي‌كردند و كارشناس زبان انگليسي بودند، حالا 28 سال است كه كار فرهنگ‌نويسي مي‌كنند و در اين 28 سال گر آدمي به مدرسه مي‌رفت بعد از 20 سال مدرك دكترا مي‌گرفت.

نسترن حكمي: باز هم ما با همين شرايط راضي هستيم؛ اگر كارشكني‌ها وجود نداشته باشد و پس از چاپ كتاب نگويند فلان لغت را حذف كنيد و لغت ديگري را جايگزين كنيد.

صدري افشار: يك بار مجبور شديم مثلا واژه پيراهن عثمان را حذف كنيم يا پيشنهاد مي‌كردند يك سري كلمات را نداشته باشيم كه صحبت كرديم و خوشبختانه پذيرفتند. آنها را نمي‌توان از كتاب فرهنگ حذف كرد.
نسترن حكمي: من براي كار كتاب به وزارت ارشاد رفته بودم كه يكي از كارمندان آنجا از واژه‌اي استفاده كرد كه آن روز مي‌خواستند از كتاب حذف كنند كه من توضيح دادم: شما همين حالا از آن استفاده كرديد و چطور انتظار داريد از كتاب حذف شود. فرهنگ نويس اجازه ندارد داوري كند و لغت‌ها را براي مردم انتخاب كند. مردم لغت‌ها را استفاده مي‌كنند و وظيفه فرهنگ‌نويس معني آن است.

صدري افشار: ما در فرهنگمان كاري كرديم كه قبلا رسم نبود آن هم حساسيت ما حذف واژه‌هايي بود كه انگ تبعيض داشتند؛ مثل كولي‌بازي، جهودبازي، زن صفتي كه آنها را وارد نكرديم و خواستيم حدالامكان از فرهنگ جامعه حذف شود و دقيقا دانسته اين كار را كرديم.

تصميم نداريد در زمينه فرهنگ عامه‌كاري انجام دهيد.

صدري افشار: نه من قبلا كاري را انجام دادم كه يك سال و نيم منتظر مجوز ماند و حالا با نقطه‌گذاري واژه‌هاي مستهجن اجازه انتشارش را دادند. اين كتاب «فرهنگ زبان‌زدهاي فارسي» است. زبان‌زد بخش خاصي از ادبيات فارسي است كه غير از مثل و ضرب‌المثل است. زبان‌زد اصطلاحاتي است كه حالت كليشه دارد و ما در موقعيتي خاص آن را به كار مي‌بريم: مثل سلام، خسته نباشي، صد سال به اين سال‌ها يا جواب اينها كه مثلا مي‌گويند خسته نباشيد جوابش مانده نباشيد است كه به صورت مستقل وجود نداشت، البته اين كار را به تنهايي انجام دادم كه همين روزها منتشر مي‌شود.

تكمله‌اي بر مصاحبه مولفان فرهنگنامه فارسي معاصر واژگان و اعلام

ناشران اثر‌آفرين و مخاطره جو

اول: در شماره دو‌شنبه 13 مهر ماه روزنامه دنياي اقتصاد، گفت‌وگويي خواندني با مولفان سخت‌كوش و بصير فرهنگ‌نامه سه‌جلدي معاصر (استاد غلامحسين صدري افشار و خانم‌ها نسرين و نسترن حكيمي) منتشر شد.

اثري كه به گمانم انتشار آن با حوادث بعد از انتخابات مقارن شد و اگر در وضعيت اجتماعي و سياسي و فرهنگي طبيعي به بازار نشر راه مي‌يافت، قطعا ارج و قربش بسي بيشتر دانسته مي‌شد و رسانه‌هاي مكتوب و ديداري و شنيداري از آن به عنوان يك اتفاق فرخنده در عرصه فرهنگ‌نويسي و كتاب و نشر ياد مي‌كردند. اما همين كه رسانه‌ پرخواننده و نجيب دنياي‌اقتصاد در چنين وانفسايي به سراغ اين جمع رفته و كار‌ آنها را بركشانده و معرفي كرده است، بايد از اين رسانه و بخش ادب و هنرش ستايش كرد. منتها با توجه به اين كه رويكرد دنياي‌اقتصاد معرفي و تقويت اقتصاد بخش خصوصي در تمامي ‌شاخه‌هاي‌ آن است و مقالات و سرمقاله‌ها و يادداشت‌ها و گفت‌وگو‌ها تقريبا با چنين هدفي تنظيم، نوشته و منتشر مي‌شود، نگارنده در آن گفت‌وگو جايي خالي را حس كرد و‌ آن كم‌انگاشت نقش ناشران بخش خصوصي در رشد و بالندگي اين شاخه از فرهنگ است؛ به خصوص‌ ناشراني كه در حيطه كتاب‌هاي مرجع كار و تلاش مي‌كنند، آثاري كه اگر بخواهد شسته رفته و تميز از نظر محتوايي و صورت انتشار يابد، كار و تلاش طاقت‌سوزي را مي‌طلبد كه تنها ناشران آشنا به انتشار فرهنگ‌ها و دانشنامه‌‌ها مي‌دانند چه كوشش‌هايي بايد صورت بگيرد تا در نهايت كاري همانند «فرهنگ‌نامه فارسي معاصر واژگان و اعلام»انتشار يابد.

اگر چه استاد صدري افشار و خانم‌ها نسرين و نسترن حكمي‌ در آن گفت‌وگو سعي كردند از تلاش ناشر (انتشارات فرهنگ معاصر) قدرداني‌كنند، آن هم به اشاره‌، اما از قرار تيتر انتخابي توسط گفت‌وگو‌كننده اين شائبه را در ذهن خواننده‌اي كه نخواهد متن را تا ته و دقيق بخواند، دامن مي‌زند كه اين گروه واقعا بدون حمايت از سوي كسي (حقيقي يا حقوقي)چنين فرهنگ منحصر به فردي را به بازار كتاب عرضه كرده‌اند.
دوم: براي آنكه ذهن خواننده ناآشنا به عرصه نشر ايران را به اهميت ناشري در طراز انتشارات فرهنگ معاصر جلب كنم، بهتر است تصويري اجمالي از عرصه نشر عرضه كنم. در ايران بنا بر آماري كه خانه كتاب ارائه داده و دست‌اندركاران وزارت ارشاد هم آن را اعلام كرده‌اند، بيش از 9‌هزار ناشر ‌داراي پروانه فعاليت وجود دارند كه نيمي ‌از اين تعداد تقريبا غيرفعالند و از تعداد فعالان باقي‌مانده شايد به جرات بتوان مدعي شد تنها 200 تا 300 ناشر فعال وجود دارند كه توليدات سالانه ‌آنها شايد گردش اقتصادي90 درصد نشر ايران را شامل مي‌شود. نكته مهم اما در تفاوت بين همين تعداد است. در ميان همين تعداد ناشران كه خود به چند دسته ناشران دولتي، شبه‌دولتي و ناشران بخش خصوصي تقسيم مي‌شوند، نگارنده را با ناشران دولتي، ‌شبه‌دولتي كاري نيست، بلكه سخن اصلي اين نوشته بر سر ناشران فعال بخش خصوصي، آن هم گروه خاصي از اين ناشران، است؛ ناشراني كه نگارنده به تاسي از استاد عبدالحسين آذرنگ، آنها را «ناشران اثر‌آفرين و مخاطره‌جو» نام مي‌نهد. در تاريخ نشر ايران از اين گونه افراد زياد نداشتيم كه از جمله شاخص‌ترين‌ آنها مي‌توان به استاد عبدالرحيم جعفري، مدير پيشگام انتشارات اميركبير و زنده‌ياد همايون صنعتي‌زاده و زنده‌ياد حيدري ( مدير انتشارات خوارزمي) و برخي ديگر از ناشران اشاره كرد كه هر كدام از آنها باب‌هاي تازه‌اي را در عرصه نشر، نه در ايران كه در منطقه گشودند. اما ويژگي ناشران اثرآفرين و مخاطره‌جو چيست؟ تا آنجايي كه نگارنده استحصال كرده‌ است اين گروه از ناشران چند ويژگي منحصر به فرد دارند كه به كار آنها با ساير ناشران بخش خصوصي و دولتي تمايز مي‌بخشد.
1 - ناشران اثر آفرين خلاء‌هاي نشر و كتاب كشور را مي‌شناسند و مي‌دانند كه روي چه كتاب‌هايي دست بگذارند كه هم از نظر اقتصادي و هم از منظر فرهنگي سود‌آور باشد.

2 - اين گروه از ناشران قدرت ريسك‌پذيري بالايي دارند، اما اين قدرت ريسك‌پذيري و مخاطره‌جويي در چارچوب كلان برآورد‌هاي اقتصادي و فرهنگي‌آنها از اوضاع نشر ايران و بازار تقاضاي كتاب اعمال مي‌شود و به تعبير دقيق‌تر مخاطره‌جويي بي‌حساب و كتاب نيست. البته شايد در برخي برآورد‌ها دچار زيان‌هاي كوتاه مدت هم بشوند، اما در كليت كار اين گونه نيست كه ورشكست شده و از دور خارج شوند.

3 -‌ به دنبال كتاب‌هاي خوب و مولفان و مترجمان با استعدادند. براي نمونه همين گروه منسجم و يكدل (آقاي صدري افشار و خانم‌ها نسرين و نسترن حكمي) ويرايش نخست كارشان را با ناشري ديگر انتشار داده بودند و از انعكاس و توزيع آن چندان رضايتي نداشتند و واحد پژوهش فرهنگ معاصر آنها را براي انتشار فرهنگي فارسي شايسته دانست و چند سالي است كه بسترهاي كار را در تمامي ‌زمينه‌ها با استانداردهايي بالاتر از توان و ظرفيت نشر ايران فراهم كرده است تا توانايي‌هاي بالقوه اين گروه به فعليت برسد. اين كه ناشري در بخش خصوصي واحد پژوهش كتاب‌هاي مرجع ايجاد كند و براي هر كاري بنيادي كارشناسي بنا نهد و استانداردهاي جهاني در كيفي‌ترين سطح آن را مورد كاوش قرار دهد و علاوه بر آن خلاء‌هاي اين بخش در ايران را دقيق و ظريف شناسايي كرده و در نهايت بهترين تيم را هم به اختيار بگيرد و كاري كارستان همانند «فرهنگ‌نامه واژگان و اعلام» را انتشار دهد،خودمويد همان اثر آفرين بودن و مخاطره‌جويي است. در همين زمينه نشر مركز هم در ترجمه تازه‌اي از هزار‌ويك شب و انتشار كامل‌ترين نسخه موجود از آن در 18 جلد و صرف وقتي 15 ساله براي به سامان رساندن اين پروژه مثال‌زدني است.

4 - ناشران اثرآفرين به توزيع و بازاريابي و تبليغات كار هم اهميت مي‌دهند. به همين دليل است كه اگر همين اثر را ناشري ديگر انتشار مي‌داد، توزيع و تبليغات آن به گونه‌اي نمي‌شد كه اين گروه از ناشران به آن توجه نشان مي‌دهند.
5 -‌ ناشران اثرآفرين قاعدتا زيست بومي‌فرهنگي ايجاد مي‌كنند، ‌به اين معنا كه هر كتاب و مولف را در خود كتاب و مولف منحصر نمي‌كنند ، بلكه سعي مي‌كنند از ظرفيت‌هاي آنها در ديگر موارد استفاده كرده و علاوه بر اين شبكه‌اي از مولفان و مترجمان را گرد آورده و آنها را در تمامي‌موارد، از مرحله توليد تا توزيع و ارتباط با مخاطبان مدد رسان باشند. ناشر اثر‌آفرين به دقت و صحت مطالبي كه در قالب كتاب عرضه مي‌شود، تعهد تام و تمام دارد و سعي‌مي‌كند آن را در پاكيزه‌ترين هيات انتشار دهد. به همين دليل است كه اين گونه ناشران ضمن رصد كردن كار مولفان در طول دوره تاليف كتاب و ارتباط پيوسته با آنها ، بعد از آنكه كار محتوايي به پايان رسيد، همتي مضاعف را براي چاپ و صحافي و طراحي جلد آن صرف مي‌كنند. به نحوي كه جنبه‌هاي زيبايي‌شناختي‌ فرهنگ را با ابعاد روش‌شناختي‌‌اش در تناسب همگني قرار مي‌دهند؛ نوع كاغذ به كار رفته، ابعاد كتاب، صفحه‌آرايي، چينش حروف و توضيحات در متن هر صفحه، استفاده از مزيت دو رنگ براي تفكيك مدخل با تعريف آن، همه از منطق و محسناتي برخوردار است كه با منطق استدلالي حاكم بر محتواي اثر همخواني دارد،؛ تناسبي كه زيبايي، سادگي، مراعات كردن حداكثر اقتصاد و اختصار و به قول استاد شفيعي كدكني اجتناب از «برف‌انبار كردن اطلاعات» و سرعت در انتقال پيام كتاب از جمله ويژگي‌هاي آن به شمار مي‌رود. به همين دليل است كه وقتي خواننده كتابي از اين گونه ناشران را به دست مي‌گيرد، به گفته آقاي محمد زهرايي (مدير انتشارات كارنامه كه خود از جمله ناشران اثرآفرين به شمار مي‌رود) سعي مي‌كند با احترام آميخته به ترسي آن را تورق كند كه مبادا كتاب آسيبي ببينند، چرا كه اين كتاب‌ها به لحاظ رواني هم بر مخاطب اثر مي‌گذارند و ذهن زيبايي شناسانه وي را تحريك مي‌كنند.

6 - تنوع بخشيدن به توليدات و حرمت نهادن به سليقه مخاطبان در انواع مختلف از ديگر ويژگي‌هاي اين گروه از ناشران است كه سعي مي‌كنند براي تمامي‌سلايق و گروه‌هاي سني كتاب خاص‌آن گروه را توليد كنند. براي نمونه همين مجموعه فرهنگ‌ها زبان فارسي زير نظر اين سه بزرگوار، خود در حال برگ و بار دادن و تنوع بخشيدن به كار است كه از جمله فرهنگ دانش‌آموز، فرهنگ مدرسه، فرهنگ يك جلدي، فرهنگ اعلام و ... از جمله آنهاست كه هر كدام از اين فرهنگ‌ها براي گروه خاصي از مخاطبان است و فلسفه توليد آن هم براي ناشر و نويسندگان مشخص است.

 

ريز و درشت فرهنگنامه سه‌جلدي در گفت‌وگو با مولفان 

چاپ‌اول- همشهري‌آنلاين - مريم جباري اميري

غلامحسين صدري افشار، نسرين و نسترن حكمي سه فرهنگ‌نويس كهنه‌كار، به پرسش‌هاي همشهري‌آنلاين درباره فرهنگنامه سه جلدي كه به تازگي به بازار كتاب عرضه شده است، پاسخ دادند 

فرهنگ نامه سه جلدي در بيش از سه هزار صفحه از سوي انتشارات فرهنگ معاصر به بازار كتاب عرضه شده

نشست همشهري‌آنلاين با اين سه تن را بخوانيد كه چندروزي قبل از عرضه عمومي اين كتاب با آنها انجام شده است

 آقاى صدرى‏افشار، بعد از سال‌ها قرار است فرهنگنامه سه جلدي معاصر به بازار كتاب عرضه شود، به نظر شما تفاوت اين فرهنگ با ويرايش‌هاي ديگر فرهنگ‌هاي فارسي كه زير نظر شما سه تن انتشار يافت در چيست؟ 

غلامحسين صدرى‏افشار: اين فرهنگنامه، واژه‏هاى فارسى امروز و بسيارى از واژه‏هاى آثار مكتوب فارسى و در عين حال اعلام معروف و مشهور را دربر دارد و من و همكارانم پنج سال بر روى آن كار كرده‏ايم. بايد گفت فرهنگنامه شامل ويراست پنجم فرهنگ فارسى معاصر و ويراست دوم فرهنگ فارسى اعلام است، همراه با فرهنگ واژه‏هاى كهن فارسى

با توجه به اين‏كه عموم فرهنگ‏هاى گذشته مثل فرهنگ معين، فرهنگ عميد و فرهنگ سخن به تفكيك اعلام از لغت معتقد بوده‏اند، دليل شما براى آوردن اعلام در ميان لغات چيست؟ 

    صدرى‏افشار: البته ما اين فرهنگنامه‌را در دو فرم منتشر مي‌كنيم  و انتشارات فرهنگ معاصر و آقاي موسايي كه در اين زمينه بسيار مدد رسان ما بودند ، اين پيشنهاد را پذيرفتند و اين گونه مخاطبان و كاربران فرهنگ اين فرصت را دارند كه هر كدام از اين دو نوع فرهنگ را كه فكر مي‌كنند بيشتر به كارشان مي‌آيد انتخاب كرده و بخرند

 فرهنگ اول كه اينك منتشر شده است، به صورت الفبايي، هم اعلام در آن  آمده و هم واژه‌ها، به اين معنا كه كاربران اين فرهنگ اگر بخواهند نامي (شخص، مكان، واقعه‌اي تاريخي و...) را در فرهنگ بيابند بر اساس حروف الفبا در حرف مورد نظر واژه را مي‌توانند پيدا كنند و معني و توضيحاتش را بخوانند، اما در فرم دوم كه قرار است در آينده نزديك انتشار يابد، دو جلد ابتدايي به فرهنگ فارسي واژه‌ها اختصاص دارد و يك جلد مجزا هم به فرهنگ اعلام

اما در پاسخ به اين پرسش شما كه «عموم فرهنگ‏ها» بدون اعلام بودند بايد بگويم كه اين گونه نبود و كار ما پيش از اين هم سابقه داشته است، چون كسانى هم درگذشته همين كارى را كرده‏اند كه مورد نظر ماست، مانند لغت‏نامه دهخدا، فرهنگنامه پارسى  شادروان سعيد نفيسى (كه تنها يك جلد آن شامل حرف‏هاى آ-پ در سال 1319 انتشار يافت و به‏علت رويداد جنگ جهانى دوم ناتمام ماند)، فرهنگ فارسى شادروان دكتر محمّد مكرى (كه آن هم تنها تا حرف «ذ» منتشر شد و به‏علت مهاجرت مؤلف براثر كودتاى 28 مرداد ناتمام ماند). اين كار به كاربر كمك مى‏كند تا در موردى هم كه ماهيت كلمه را نمى‏شناسد (كه آيا لغت است يا نام خاص) آن را در محل الفبايى‏اش پيدا كند

خانم نسرين حكمى، از نظر شما اين فرهنگ براى چه گروه سنى مفيد است و به‏طور كلى فرهنگ‏هايى كه براى مقاطع سنى مختلف نوشته مى‏شوند، بايد بر چه مبنايى باشند؟ 

نسرين حكمى: اين فرهنگ براى گروه سنى معينى نيست، بلكه مبناى كار بر اين بوده است كه مخاطب آن حداقل تحصيلات متوسطه يا اطلاعاتى در آن حد داشته باشد. بنابراين همه گروه‏هاى سنى با اين ميزان اطلاعات، اعم از دانش‏آموز، دانشجو، اهل مطالعه يا اهل تحقيق، مترجم، مؤلف و.. مى‏توانند از آن استفاده كنند، چون اين فرهنگنامه يك كتاب مرجع نسبتاً جامع است و تا آنجا كه چهارچوب تعريف‏شده كار اجازه مى‏داد واژگان عمومى كهن فارسى و معاصر، واژگان ادبى، گفتارى، كنايى و برخى واژگان تخصصى (علمى يا فنى) رشته‏هاى مختلف در آن گنجانده شده، به‏اضافه نام‏هاى خاص (افراد، مكانها، آثار ،...). 

اما، فرهنگ‏هاى مخصوص رده‏هاى سنى خاص، اغلب بر مبناى دامنه اطلاعات مورد نياز آن گروه سنى خاص و نيز جنبه‏هاى فرهنگى، اجتماعى و روان‏شناسى كه براى آن گروه بايد در نظر گرفته شود، نوشته مى‏شوند. مثلاً نيازهاى واژگانى دانش‏آموزان كلاس‏هاى اول تا سوم دبستان متفاوت از نيازهاى دانش‏آموزان چهارم و پنجم است، درعين‏حال از نظر روان‏شناسى رشد، ميزان درك آن‏ها هم متفاوت است. كار براى هردو گروه بايد جذابيت تصويرى هم داشته باشد. در مقطع راهنمايى، كه آغاز سن نوجوانى است، با مقطع دبيرستان، كه دوره نوجوانى با دوره جوانى گره مى‏خورد، متفاوت و طبعاً نيازها هم متفاوت است؛ دامنه واژگانى و اطلاعات كتاب‏هاى درسى آنان هم نقش تعيين‏كننده‏اى ايفا مى‏كند و كار براى هريك از اين گروه‏ها، چهارچوب ويژه‏اى مى‏طلبد

پس اصولاً كاركرد فرهنگى مثل فرهنگنامه سه جلدى چيست؟ 

نسرين حكمى: اين فرهنگنامه، همان طور كه قبلاً هم اشاره كردم، يك كتاب مرجع يك‏كاسه است كه هم در حوزه‏هاى مختلف واژگانى هم در حوزه دايرةالمعارفى، اطلاعات كليدى به مخاطب مى‏دهد و اهل تحقيق و مطالعه نه‏تنها واژگان عمومى و تخصصى، بلكه واژگان زبان‏هاى ديگر كه در زبان فارسى رايج شده است، نيز اطلاعات مهم و كليدى در مورد شخصيت‏ها، مكان‏ها، آثار،... را در آن مى‏يابند

خانم نسترن حكمى، كار با تيم سه‏نفره را چگونه ارزيابى مى‏كنيد؟ 

نسترن حكمى: مى‏شود گفت ما نتيجه خوبى گرفته‏ايم. چون علاوه‏بر يكدستى كار، نوعى همدلى و تفاهم هم در جمع ما ايجاد شده است. البته مشكلاتى هم داشته‏ايم، كه با به كارگيرى شيوه‏هاى مديريتى توانسته‏ايم از پس آن مشكلات برآييم

تجربه نشان داده كه براى سازمان‏دهى يك گروهِ كارى، بايد ساختار مديريتى قوى وجود داشته باشد و هر عضو گروه وظيفه و جايگاه تعريف‏شده‏اى در آن ساختار داشته باشد. اگر اين‏گونه نباشد، در حاصلِ كار نوعى سردرگمى، ناهماهنگى و ناهنجارى پديد مى‏آيد. ما سه نفر كه نزديك به 28 سال است در كنار يكديگر كار مى‏كنيم، توانسته‏ايم بى هيچ حمايت دولتى يا خصوصى روى پاى خودمان بايستيم و در اين مدت با كارمان، طرح‏هاى تازه‏اى درمورد شيوه فرهنگ‏نگارى علمى و استانداردسازى آن ارائه دهيم

آقاى صدرى‏افشار، در فرهنگنامه تا چه اندازه به لغت‏هاى روز توجه شده است و اصولاً گروه سه‏نفرى شما از طريق چه سازوكارى از لغت‏هاى روز خارجى كه در زبان فارسى به‏كار مى‏رود مطلع مى‏شويد و چگونه و بر چه اساسى معادل‏هاى خاص آن‏ها را انتخاب مى‏كنيد؟ 

صدرى‏افشار: همان‏طور كه گفته شد واژگان روز براساس رواجى كه در فارسى پيدا مى‏كند، از سوى ما ضبط و كاربرد آن بررسى مى‏شود. ما آن‏ها را از رسانه‏ها (تلويزيون، سينما، راديو، مطبوعات، كتاب‏ها) ضبط يا از گفتگوهاى مردم نقل مى‏كنيم و گاه براى اطمينان به بررسى كاربرد آن در نزد گويشوران مى‏پردازيم تا از برداشت و تلقى آنان اطمينان پيدا كنيم واگر براى واژه بيگانه معادلى انتخاب شده باشد، آن معادل را ذكر مى‏كنيم

معيار شما براى انتخاب اعلام چه بود و چه معيار و شيوه‏اى براى اين كار در نظر داشتيد؟ 

صدرى‏افشار: اين معيار همانى است كه در پيشگفتار ويراست اول فرهنگ فارسى اعلام  آورده‏ايم: الف) تعلق به زمان معاصر يا گذشته نزديك؛ ب) تعلق به ايران به مفهوم تاريخى آن؛ پ) تعلق به سرزمين‏هاى همجوار؛ ت) تعلق به خلاقيت‏هاى فكرى و فرهنگى؛ ث) معروفيت در ايران ، به‏ويژه در اثرهاى مكتوب. و شيوه كار چنين بوده است

1) اكتفا به معرفى مدخل، به اين صورت كه چيست، كيست، كجاست، مربوط به چه زمانى است، از كيست؛ 2) پرهيز از آوردن نام كسانى كه هنوز زنده‏اند؛ 3) خوددارى از ارزيابى يا داورى؛ 4) بسنده كردن بر ويژگى‏ها يا آگاهى‏هاى بنيادى در مورد هر مدخل و پرهيز از شرح و بسط (از قبيل اين كه فردوسى در سال‏هاى 411-329 قمرى مى‏زيسته و شاهنامه را سروده است، يا دهخدا در سال‏هاى 1334-1258 شمسى مى‏زيسته و لغت‏نامه، امثال‏وحكم و چرندوپرند از كارهاى اوست).شاهنامه، لغت‏نامه، امثال‏وحكم و چرندوپرند هم هريك در جاى خود معرفى شده‏اند؛  5) پرهيز از ترويج تعصب (نژادى، ملى، مذهبى، جنسى يا اعتقادى)، نيز خرافات و اظهارات بى‏پايه

خانم نسرين حكمى، تاكنون چندين فرهنگ اعلام منتشر شده است كه آخرين آن‏ها فرهنگ اعلام سخن است. به‏نظر شما اصولاً دايره شمول فرهنگ اعلام چيست و چه تعريفى دارد؟ 

نسرين حكمى: واژه اعلام كه به معنى «نام‏هاى خاص» يا «نام‏هاى مشهور» است، خودبه‏خود دايره شمول چنين فرهنگى را مشخص مى‏كند. البته تلقى هر فرهنگنويس از «نام خاص» نيز، تكليف هر فرهنگ اعلام را به‏طور جداگانه تعيين مى‏كند. اگر مراد از «اعلام»، ارائه سرگذشت افراد معينى در طول تاريخ باشد، طبعاً فرهنگ اعلامى نوشته مى‏شود كه به حوزه جغرافيا نمى‏پردازد و از همه اثرهاى مشهور محصول فرهنگ بشرى صرف‏نظر مى‏كند. اگر «اعلام» را عام‏تر در نظر بگيريم، نه‏تنها به افرادى مى‏پردازيم كه در طول تاريخ بر زندگى روزمره، علوم و فنون ، فرهنگ يا سياست تأثير مثبت يا منفى گذاشته‏اند، بلكه مكان‏هاى جغرافيايى مثل قاره‏ها، كشورها، پايتخت‏ها، شهرهاى مهم جهان، و همه مكان‏هايى كه در طول تاريخ ماندگار بوده‏اند، نيز همه اثرهاى ادبى، هنرى و فرهنگى مشهور را در نظر مى‏گيريم

ما همه نام‏هايى را كه در فرهنگنامه سه‏جلدى و در دو ويراست فرهنگ اعلام آمده‏اند با درنظر گرفتن اين چهارچوب انتخاب كرده‏ايم و فقط اشخاص زنده را كنار گذاشته‏ايم، چون مؤثر بودن هركدام در طول تاريخ مشخص مى‏شود. طبعاً حجم كتاب و تعداد مدخل‏ها هم در انتخاب نام‏ها نقش تعيين‏كننده‏اى دارند، چرا كه براى يك كتاب مرجع با 14000 مدخل (ويرايش قبلى فرهنگ اعلام) انتخاب‏ها نسبت به بيش از 17000 مدخل (ويرايش كنونى فرهنگ اعلام) محدودتر است. ولى اولويت‏ها همان است كه آقاى صدرى‏افشار ذكر كردند و درعين‏حال براى گروه ما همواره پرهيز از داورى هم عامل تعيين‏كننده‏اى در انتخاب مدخل‏ها و ارائه مطلب مربوط به هر مدخل بوده است، والاّ كيست كه نداند فردوسى حماسه‏سراى «بزرگ» ايرانى است و حافظ غزل‏سراى «بى‏همتا»ست و در جاى‏جاى آثار سعدى با طنز «فاخر» مخصوص سعدى روبه‏رو مى‏شويم. در فرهنگنويسى به نقد افراد يا اثرهاى آنان پرداخته نمى‏شود، صرفاً اطلاعات مربوط به آن‏ها ارائه مى‏شود

 خانم نسترن حكمى، به‏نظر شما فرهنگنويسى چه كمبودهايى دارد؟

نسترن حكمى: مشكل اصلى برمى‏گردد به نبودن رشته‏اى به نام فرهنگ‏نگارى (Lexicography) در دانشگاه‏هاى ايران، كه اگر بود، فرهنگنويس مى‏توانست با اصول علمى و زيربنايى فرهنگنويسى آشنا شود تا قادر باشد آموخته‏هاى خود را در اين راه به‏كار بگيرد. در حال حاضر، بيشتر فرهنگنويسان ما، كه در بهترين حالت زبان‏شناس هستند، به‏شيوه «آزمون و خطا»  به درصدى از معيار فرهنگنويسى علمى مى‏رسند. از سوى ديگر عدم تسلط برخى فرهنگنويسان به تعريف‏نويسى به‏شيوه علمى و نداشتن امكان و وقت مطالعه كافى، مشكل را بيشتر مى‏كند. كمبود منابع مطالعاتى و كتاب‏هاى مرجعِ در دسترس هم يكى ديگر از مشكلات است، كه غالباً ناشى از عدم اطلاع كافى برخى از كتابداران براى ارائه كتاب يا ناشى از اشكال‏تراشى برخى مسئولان كتابخانه‏هاى عمومى براى در اختيار قرار دادن منابع به پژوهشگران است. اين مشكل البته امروز به‏علت دستيابى به منابع اينترنتى براى پژوهشگران نسل جديد كمى برطرف شده است

كمبود منابع انسانى و مالى هم براى فرهنگنويس هميشه مشكل‏آفرين است و اغلب فرهنگنويسان مجبور مى‏شوند برگه‏نويسى، الفبايى كردن و حتى فرايند آماده‏سازى كتاب تا مرحله چاپ را هم خود برعهده بگيرند، كه اين هم زمان‏بَر است و كار را تاحدى كهنه و از رده خارج مى‏كند. مثلاً، ما در اين مدت طولانى، كوشيديم براى خود دستيارانى بيابيم و آنان را براى ادامه كارمان آماده كنيم، ولى نه امكان مالى براى پرداخت دستمزد به آنها را داشتيم، نه فضاى كافى براى جادادن به چنين افرادى. درنتيجه، در اين مدت، گروهمان در همان تعداد اندك باقى ماند و اين مايه تأسف است

 شنيديم كه در سايت فرهنگ معاصر، هرروز يك واژه فارسى را قرار مى‏دهيد؛ مى‏خواستيم در اين زمينه توضيح دهيد و اين كه براساس چه شيوه‏اى عمل مى‏كنيد

نسترن حكمى: بله، اين پيشنهادِ بجا را يكى از همكاران دادند و ما از آذرماه 1387 تاكنون، هرروز يك واژه را به‏روى سايت مى‏بريم. ما واژه را از گويشوران، رسانه‏ها يا كتاب‏ها مى‏گيريم و پس‏از بررسى، تعريف آن را مى‏دهيم. ممكن است واژه‏اى دراصل قديمى باشد، ولى در گفتار امروز به شيوه‏اى ديگر به‏كار رود، مثل گاله (خرجين بزرگ و دهان‏گشادى كه بر پشت چهارپايان باركش مى‏گذاشتند  و در آن مواد فلّه مانند كود، خاك و... حمل مى‏كردند)، كه امروز اصطلاح دهان مثل گاله را همه شنيده‏اند و بهتر است معنى اصلى آن را هم بدانند. به‏هرحال سعى شده تا واژه‏هاى تازه علوم و فناورى هم با معادل لاتين در سايت قرار بگيرند. البته اگر معادل از قبل موجود باشد، همان را مى‏گذاريم واگرنه، خودمان معادلى پيشنهاد مى‏كنيم تا اهل فن يا درستى آن را تأييد، يا اگر نارساست، معادل تازه‏اى  براى آن وضع كنند. مثلاً قبلاً دربرابر واژه لاتينى «euthanasia» آقاى دكتر باطنى واژه به‏ميرانى را پيشنهاد كرده‏اند كه ما همان را داده‏ايم: به‏ميرانى/behmirani/: اسم مصدر. [پزشكى‏] كشتن بيمارى كه اميدى به بهبودى او نيست، از روى ترحم و براى پايان دادن به رنج او =euthanasia. 

واژه جوان‏سالمندى معادل پيشنهادى ما براى youthanasia است: جوان‏سالمندى/javansalmandi/: اسم. [پزشكى‏] اقدام برخى افراد براى ازبين بردن اثرهاى ظاهرى سالمندى (مانند چين‏وچروك پوست، چربى اضافى بافت‏ها، افتادگى برخى ماهيچه‏ها،...) با بهره‏گيرى از خدمات پزشكى =youthanasia، كه خود تركيبى است از «youth» يعنى جوانى و «en azhe» يعنى در سالمندى

آقاي صدري افشار به عنوان سوال آخر مي‌خواستم بپرسم كه علاوه بر اين فرهنگ آيا فرهنگ‌هايي براي آينده هم در دست كار داريد؟ 

بله. ما روزي نيست كه بيكار باشيم. علاوه بر تدارك ويراست بعدي اين فرهنگ در آينده فرهنگ‌هاي منتشره از سوي تيم ما به تعداد 8 عنوان خواهد رسيد و گمان مي‌كنم تا پايان امسال فرهنگ‌هاي مدرسه، كودك، دبيرستان، به بازار كتاب عرضه شود

پيش از اين هم كه فرهنگ سه جلدي، فرهنگ دوجلدي به همراه فرهنگ اعلام، فرهنگ اعلام يك جلدي ويرايش اول، فرهنگ يك جلدي معاصر كه ويرايش چهارم بوده است به بازار كتاب عرضه شده بود

 

3 فرهنگ در يك كتاب 

زبانشناسان- مريم جباري اميري

فرهنگنامه سه جلدي فارسي كه حاصل كار طولاني‌مدت غلامحسين صدري‌افشار با همكاري نسرين و نسترن حكمي است، توسط نشر فرهنگ معاصر در نمايشگاه بين‌المللي كتاب امسال عرضه شده است

در اين فرهنگ بيش از 90 هزار واژه و اَعلام در كمترين فضاي ممكن جاي گرفته‌اند تا قيمت كتاب بيش‌ازاندازه بالا نرود. اما نكته متمايزكننده و جالب اين فرهنگ، وجود اطلاعات 3فرهنگ مختلف در آن است. همان طور كه خود صدري‌افشار مي‌گويد، فرهنگ او از اتحاد 3فرهنگ فارسي معاصر، فرهنگ اعلام و فرهنگ واژه‌هاي كهن شكل گرفته است؛ بنابراين مي‌تواند تاحدود زيادي نياز مخاطب را يك‌جا برطرف كند

آقاي صدري ‏افشار ويژگي اين فرهنگ چيست و چه تفاوتي با فرهنگ‏هاي فارسي ديگر دارد؟ 

صدري‏افشار: اين فرهنگنامه، واژه‌هاي فارسي امروز و بسياري از واژه‌هاي آثار مكتوب فارسي و در عين حال اعلام معروف و مشهور را دربردارد و من و همكارانم 5 سال روي آن كار كرده‏ايم. بايد گفت فرهنگنامه شامل ويراست پنجم فرهنگ فارسي معاصر و ويراست دوم فرهنگ فارسي اعلام است، همراه با فرهنگ واژه‌هاي كهن فارسي

با توجه به اينكه عموم فرهنگ‏هاي گذشته مثل فرهنگ معين، فرهنگ عميد و فرهنگ سخن به تفكيك اَعلام از لغت معتقد بوده‏اند، دليل شما براي آوردن اَعلام در ميان لغات چيست؟ 

صدري‏افشار: نمي‌شود گفت «عموم فرهنگ‏ها»، چون كساني هم درگذشته كار ما را كرده‌اند، مانند؛ لغت‏نامه دهخدا، فرهنگنامه پارسي شادروان سعيد نفيسي (كه تنها يك جلد آن شامل حرف‏هاي آ- پ در سال 1319 انتشار يافت و به‏علت رويداد جنگ جهاني دوم ناتمام ماند)، فرهنگ فارسي شادروان دكتر محمّد مكري (كه آن هم تنها تا حرف «ذ» منتشر شد و به ‏علت مهاجرت مؤلف براثر كودتاي 28 مرداد ناتمام ماند). اين كار به كاربر كمك مي‌كند تا در موردي هم كه ماهيت كلمه را نمي‏شناسد، مثلا اينكه لغت است يا نام خاص، آن را در محل الفبايي‏اش پيدا كند.  

خانم نسرين حكمي، از نظر شما اين فرهنگ براي چه گروه سني مفيد است و به‏طور كلي فرهنگ‏هايي كه براي مقاطع سني مختلف نوشته مي‏شوند، بايد بر چه مبنايي باشند؟ 

نسرين حكمي: اين فرهنگ براي گروه سني معيني نيست، بلكه مبناي كار بر اين بوده است كه مخاطب آن حداقل تحصيلات متوسطه يا اطلاعاتي در آن حد داشته باشد. بنابراين همه گروه‌هاي سني با اين ميزان اطلاعات، اعم از دانش‏آموز، دانشجو، اهل مطالعه يا اهل تحقيق، مترجم، مؤلف و... مي‏توانند از آن استفاده كنند، چون اين فرهنگنامه يك كتاب مرجع نسبتاً جامع است و تا آنجا كه چارچوب تعريف‏شده كار اجازه مي‏داد واژگان عمومي كهن فارسي و معاصر، واژگان ادبي، گفتاري، كنايي و برخي واژگان تخصصي (علمي يا فني) رشته‌هاي مختلف در آن گنجانده شده است، به‏اضافه نام‏هاي خاص (افراد، مكان‌ها، آثار و...). 

اما فرهنگ‏هاي مخصوص رده‌هاي سني خاص، اغلب برمبناي دامنه اطلاعات مورد نياز آن گروه سني خاص و نيز جنبه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و روان‌شناسي كه براي آن گروه بايد در نظر گرفته شود، نوشته مي‏شوند. مثلاً نيازهاي واژگاني دانش‏آموزان كلاس‏هاي اول تا سوم دبستان متفاوت از نيازهاي دانش‏آموزان چهارم و پنجم است، درعين‏ حال از نظر روان‌شناسي رشد، ميزان درك آنها هم متفاوت است

كار براي هردو گروه بايد جذابيت تصويري هم داشته باشد. در مقطع راهنمايي- كه آغاز سن نوجواني است- با مقطع دبيرستان- كه دوره نوجواني با دوره جواني گره مي‏خورد- متفاوت و طبعاً نيازها هم متفاوت است؛ دامنه واژگاني و اطلاعات كتاب‏هاي درسي آنان هم نقش تعيين‏كننده‏اي ايفا مي‌كند و كار براي هريك از اين گروه‌ها، چارچوب ويژه‏اي مي‏طلبد

پس اصولاً كاركرد فرهنگي مثل فرهنگنامه سه جلدي چيست؟ 

 نسرين حكمي: اين فرهنگنامه، همان طور كه قبلاً هم اشاره كردم، يك كتاب مرجع يك‏كاسه است كه هم در حوزه‌هاي مختلف واژگاني و هم در حوزه دايره‌المعارفي، اطلاعات كليدي به مخاطب مي‏دهد و اهل تحقيق و مطالعه نه‏تنها واژگان عمومي و تخصصي بلكه واژگان زبان‏هاي ديگر كه در زبان فارسي رايج شده است، نيز اطلاعات مهم و كليدي در مورد شخصيت‏ها، مكان‏ها، آثار و... را در آن مي‏يابند

خانم حكمي(نسترن)، كار با تيم سه‏نفره را چگونه ارزيابي مي‏كنيد؟ 

 نسترن حكمي: مي‌شود گفت ما نتيجه خوبي گرفته‏ايم. چون علاوه ‏بر يكدستي كار، نوعي همدلي و تفاهم نيز در جمع ما ايجاد شده است. البته مشكلاتي هم داشته‏ايم كه با به‌كارگيري شيوه‌هاي مديريتي توانسته‏ايم از پس آن مشكلات برآييم. تجربه نشان داده كه براي سازمان‏دهي يك گروهِ كاري، بايد ساختار مديريتي قوي وجود داشته باشد و هر عضو گروه وظيفه و جايگاه تعريف‏شده‏اي در آن ساختار داشته باشد

اگر اين‏گونه نباشد، در حاصلِ كار نوعي سردرگمي، ناهماهنگي و ناهنجاري پديد مي‏آيد. ما 3نفر كه نزديك به 28 سال است در كنار يكديگر كار مي‏كنيم، توانسته‏ايم بي‌هيچ حمايت دولتي يا خصوصي روي پاي خودمان بايستيم و در اين مدت با كارمان، طرح‏هاي تازه‏اي در مورد شيوه فرهنگ‏نگاري علمي و استانداردسازي آن ارائه كنيم

آقاي صدري ‏افشار، در فرهنگنامه تا چه اندازه به لغت‏هاي روز توجه شده است و اصولاً گروه سه‏نفري شما از طريق چه سازوكاري از لغت‏هاي روز خارجي كه در زبان فارسي به‏كار مي‌رود مطلع مي‏شود و چگونه و بر چه اساسي معادل‏هاي خاص آنها را انتخاب مي‏كنيد؟ 

صدري‏ افشار: همان‏طور كه گفته شد واژگان روز براساس رواجي كه در فارسي پيدا مي‏كنند، از سوي ما ضبط و كاربرد آنها بررسي مي‌شود. ما آنها را از رسانه‌ها ضبط يا از گفت‌وگوهاي مردم نقل مي‏كنيم و گاه براي اطمينان به بررسي كاربرد آن نزد گويشوران مي‏پردازيم تا از برداشت و تلقي آنان اطمينان پيدا كنيم و اگر براي واژه بيگانه معادلي انتخاب شده باشد، آن معادل را ذكر مي‏كنيم

معيار شما براي انتخاب اَعلام چه بود و چه معيار و شيوه‏اي را براي اين كار در نظر داشتيد؟ 

صدري‏افشار: اين معيار هماني است كه در پيشگفتار ويراست اول فرهنگ فارسي اَعلام آورده‏ايم: الف) تعلق به زمان معاصر يا گذشته نزديك؛ ب) تعلق به ايران به مفهوم تاريخي آن؛ پ) تعلق به سرزمين‌هاي همجوار؛ ت) تعلق به خلاقيت‏هاي فكري و فرهنگي؛ ث) معروفيت در ايران، به‏ويژه در اثرهاي مكتوب

و شيوه كار چنين بوده است: 1) اكتفا به معرفي مدخل، به اين صورت كه چيست، كيست، كجاست، مربوط به چه زماني است، از كيست؛ 2) پرهيز از آوردن نام كساني كه هنوز زنده‏اند؛ 3) خودداري از ارزيابي يا داوري؛ 4) بسنده كردن بر ويژگي‌ها يا آگاهي‏هاي بنيادي در مورد هر مدخل و پرهيز از شرح و بسط (از قبيل اينكه فردوسي در سال‌هاي 411-329 قمري مي‏زيسته و شاهنامه را سروده است، يا دهخدا در سال‌هاي 1334-1258 شمسي مي‏زيسته و لغت‏نامه، امثال‏وحكم و چرندوپرند از كارهاي اوست).شاهنامه، لغت‏نامه، امثال‏وحكم و چرندوپرند هم هريك در جاي خود معرفي شده‏اند؛ 5) پرهيز از ترويج تعصب (نژادي، ملي، مذهبي، جنسي يا اعتقادي) و نيز خرافات و اظهارات بي‏پايه

خانم حكمي(نسرين)، تاكنون چندين فرهنگ اعلام منتشر شده است كه آخرين آنها فرهنگ اَعلام سخن است. به‏نظر شما اصولاً دايره شمول فرهنگ اَعلام چيست و چه تعريفي دارد؟ 

نسرين حكمي: واژه اعلام كه به معني «نام‏هاي خاص» يا «نام‏هاي مشهور» است، خودبه‏خود دايره شمول چنين فرهنگي را مشخص مي‌كند. البته تلقي هر فرهنگ‌نويس از «نام خاص» نيز تكليف هر فرهنگ اعلام را به‏طور جداگانه تعيين مي‌كند. اگر مراد از «اَعلام»، ارائه سرگذشت افراد معيني در طول تاريخ باشد، طبعاً فرهنگ اعلامي نوشته مي‌شود كه به حوزه جغرافيا نمي‏پردازد و از همه اثرهاي مشهور محصول فرهنگ بشري صرف‌نظر مي‌كند

اگر «اعلام» را عام‏تر در نظر بگيريم، نه‏تنها به افرادي مي‏پردازيم كه در طول تاريخ بر زندگي روزمره، علوم و فنون، فرهنگ يا سياست تأثير مثبت يا منفي گذاشته‏اند بلكه مكان‏هاي جغرافيايي مثل قاره‌ها، كشورها، پايتخت‏ها، شهرهاي مهم جهان و همه مكان‏هايي كه در طول تاريخ ماندگار بوده‏اند، نيز همه اثرهاي ادبي، هنري و فرهنگي مشهور را در نظر مي‏گيريم

ما همه نام‏هايي را كه در فرهنگنامه سه‏جلدي و در دو ويراست فرهنگ اَعلام آمده‏اند با در نظر گرفتن اين چارچوب انتخاب كرده‏ايم و فقط اشخاص زنده را كنار گذاشته‏ايم، چون مؤثر بودن هركدام در طول تاريخ مشخص مي‌شود. طبعاً حجم كتاب و تعداد مدخل‏ها هم در انتخاب نام‏ها نقش تعيين‏كننده‏اي دارند، چرا كه براي يك كتاب مرجع با 14هزار مدخل (ويرايش قبلي فرهنگ اعلام) انتخاب‏ها نسبت به بيش از 17هزار مدخل (ويرايش كنوني فرهنگ اَعلام) محدودتر است

ولي اولويت‏ها همان است كه آقاي صدري‏افشار ذكر كردند و درعين‏حال براي گروه ما همواره پرهيز از داوري هم عامل تعيين‏كننده‏اي در انتخاب مدخل‏ها و ارائه مطلب مربوط به هر مدخل بوده است، والاّ كيست كه نداند فردوسي حماسه‏سراي «بزرگ» ايراني است و حافظ غزلسراي «بي‏همتا»ست و در جاي‏جاي آثار سعدي با طنز «فاخر» مخصوص سعدي روبه‏رو مي‏شويم. در فرهنگ‌نويسي به نقد افراد يا اثرهاي آنان پرداخته نمي‌شود و صرفاً اطلاعات مربوط به آنها ارائه مي‌شود

5 هزار واژه و اصطلاح در "فرهنگ زبانزدهای فارسی" گردهم آمدند  

"فرهنگ زبانزدهای فارسی" متشکل از 5 هزار اصطلاح و واژه به کوشش غلامحسین صدری افشار مجوز نشر گرفته و به زودی منتشر می‌شود. 

غلامحسین صدری‌افشار در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این خبر گفت: "فرهنگ زبانزدهای فارسی" به تازگی مجوز گرفته و انتشارات مازیار آن را منتشر خواهد کرد.   

وی ادامه داد: این فرهنگ‌ در 500 صفحه و یک جلد شامل 5 هزار اصطلاح و واژه است که من سالها مشغول جمع آوری آنها بوده‌ام ولی یکسال به طور متمرکز وقت صرف تدوین نهایی آن کرده ام.  

صدری‌افشار با اشاره به اینکه کار تدوین این فرهنگنامه را به تنهایی انجام داده است تاکید کرد: فرهنگنامه‌ها همواره قابلیت تکمیل شدن دارند و آنچه در این کتاب جمع آوری شده شاید نصف زبانزدهایی هم نباشد که بین مردم وجود داشته و در حال حاضر رایج است. این گامی بود که من برداشتم و امیدوارم پس از من افراد دیگری به مرور این مجموعه را تکمیل‌تر کنند.   

این پژوهشگر پیشکسوت که سالهای زیادی را صرف تدوین "فرهنگ‌ فارسی معاصر" کرده است درباره معنای زبانزد توضیح داد: زبانزد به کلمات، اصطلاحات یا جملات کلیشه‌ای می‌گویند که مردم در سطح گسترده به کار می برند. به طور مثال "مشتاق دیدار" یکی از انواع زبانزدهای زبان فارسی است. 

وی در بخش دیگر صحبتهایش به "فرهنگ فارسی معاصر" که به تازگی با افزایش قابل توجه در واژگان و لغتها در دو جلد از سوی انتشارات فرهنگ معاصر منتشر شده است اشاره کرد و گفت: همانطور که زمان تغییر می کند انسان نیز رشد می کند و متناسب با این تغییرات زبان نیز دچار تغییر می شود. زایش زبان و واژگان آن تمامی ندارد. به همین دلیل فرهنگها نیز لازم است در بازه‌های زمانی تکمیل شوند.  

صدری‌افشار افزود: فرهنگ‌نویس باید دائما در حال ثبت و ضبط کلمات جدید و معنای آنها باشد همچنین او باید معناهای جدیدی که کلمات در طول زمان پیدا می کنند مدنظر قرار دهد. من و همکارانم نیز در مورد "فرهنگ فارسی معاصر" همین کار را کردیم و در چاپ جدید واژگان و معانی جدیدی به ویرایش قبلی اضافه شده است.  

وی تصریح کرد: این فرهنگ ابتدا فقط واژه‌های امروزی را داشت. سپس در دو جلد واژه‌های قدیم و جدید را جمع آوری کردیم و در حال حاضر تلاش می کنیم باز هم کار را تکمیل کرده و نوع رایج و غیررایج کلمات و معانی آنها را به کتاب بیفزاییم.   

این فرهنگنامه نویس در پایان درباره شیوه کار خود بیان کرد: من دائما در حال استخراج واژه‌ها از متون مختلف و صحبتهای روزمره مردم هستم .به همین دلیل سعی می کنم حضور فعالی در جامعه و در بین مردم داشته باشم. همچنین با خواندن کتابهای قدیمی سعی می کنم کلماتی را که تاکنون وارد فرهنگها نشده است  استخراج کرده و به فرهنگنامه بیفزایم.   

"فرهنگ فارسی معاصر" دربردارنده 60  هزار واژه و اصطلاح ادبی،علمی، فنی و گفتاری زبان فارسی است. در این فرهنگ تازه‌ترین واژه‌های رایج در زبان فارسی مانند پادمان، پودمانی، چت کردن و ... ثبت و به دقت معنا شده است.
فرهنگ دوجلدی فارسی معاصر، مشتمل بر تعریف دقیق و ساده معنی یا معنی‌های هر واژه همراه با چگونگی کاربرد آنهاست. از دیگر ویژگیهای این کتاب می‌توان به دارا بودن 12هزار ترکیب اسمی و فعلی رایج در زبان فارسی و دربرداشتن حدود 50 جدول با پیوست نام ماهها، نشانه‌های الکترونیک، عنصرهای شیمیایی، الفبای لاتین و واحدهای متری اشاره کرد. 
 

ویراست جدید فرهنگ فارسی معاصر به کوشش صدری افشار، نسرین و نسترن حکمی به تازگی در دو جلد از سوی انتشارات "فرهنگ معاصر" منتشر شده است. 

قطور بودن فرهنگ نشانه کامل بودن آن نيست 

گفت وگو با دکتر غلامحسين صدري افشار فرهنگ نگار پيشکسوت معاصر 

افرا سزاوار

اينجا روبه روي ما چهره يي نشسته که اگر حتي خودش هم نگويد، کارنامه فرهنگي اش خواهد گفت اين موها را در آسياب سفت و سخت «فرهنگ نويسي» سفيد کرده است. هيچ کس نيست که سر و کارش با فرهنگ و فرهنگ نويسي و حوزه پردردسر و ماجراجويانه يي مثل «کتاب مرجع» باشد و دکتر غلامحسين صدري افشار را نشناسد؛ مردي که ميان ناشران و اهل فرهنگ به فرهنگ نويسي دقيق و علمي شهره است و از 20 سال پيش تا به حال با دو همراه و همکار خود، نسرين و نسترن حکمي، پيگير و مستمر کار فرهنگ نگاري را دنبال کرده است. برجسته ترين ويژگي تلاش 20 ساله اين گروه، رها نکردن کار و ويرايش و به روز کردن مدام آن با توجه به تغييرات و تازه ها و افزوده هاي زبان است؛ اقدامي که فرهنگ نويسي را از يک «پروژه» کوتاه مدت يا بلندمدت به يک «پروسه» دنباله دار هميشگي تبديل مي کند و از آن کاري زنده و پويا و البته فرساينده و پرزحمت مي سازد که در حد و اندازه و توانايي هر فرهنگ نگار و البته هر ناشري نيست. «فرهنگ معاصر فارسي»، «فرهنگ اعلام فارسي»، «فرهنگ کوچک فارسي»، «فرهنگنامه فارسي» در سه جلد و «فرهنگ دوجلدي فارسي» حاصل همکاري ساليان اين سه نفر با انتشارات فرهنگ معاصر است که از اين ميان «فرهنگ معاصر فارسي» جايزه کتاب سال حوزه کليات را هم از آن خود کرده است. دکتر غلامحسين صدري افشار در اين گفت وگو، از پست و بلند کار دشوار، دقيق و ماندگار فرهنگ و فرهنگ نگاري گفته و بيش از همه بر «فرهنگ فارسي اعلام» که به زودي منتشر خواهد شد تاکيد کرده است. «فرهنگ فارسي اعلام» مجموعه يي گزيده از اعلام به زبان فارسي است و به معرفي اشخاص، مکان ها، آثار فکري و فرهنگي، نهادهاي اجتماعي و رويدادهاي مهم جهاني يا ملي مي پردازد. با انتشار اين فرهنگ، همه تلاش هاي صدري افشار و همکارانش در تدوين فرهنگ هاي فارسي به يک مجموعه کامل تبديل خواهد شد که امکان گزينش و انتخاب را براي مخاطبان فار سي زبان- در هر سطحي از نياز به فرهنگ که باشند- کامل خواهد کرد. همزمان با زير چاپ رفتن اين فرهنگ، پاي سخنان مردي نشسته ايم که خودش نمي گويد اما مي دانيم که موهايش را در آسياب سفت و سخت «فرهنگ نويسي» سفيد کرده است. 
 

 

-فرهنگ اعلام ظاهراً تازه ترين فرهنگي است که حاصل کارگروه سه نفره شماست. چطور شد مشغول تدوين اين فرهنگ شديد و اساساً اين فرهنگ چه کاربردهايي مي تواند داشته باشد؟

از سال ها پيش احساس مي کردم در زبان فارسي از لحاظ دسترسي به اطلاعات مربوط به افراد، مکان ها، کتاب ها و مانند آنها مخصوصاً در مورد مسائل جديد کمبودهايي وجود دارد. «لغتنامه دهخدا» در سال 1358 تکميل شد بنابراين به رغم گستردگي بسيار زياد از لحاظ دسترسي به اين نوع اطلاعات با کمبودهاي زيادي روبه رو است. غير از آن اعلام «معين» و اعلام «عميد» نيز وجود داشتند که اين فرهنگ ها هم نمي توانستند به شکل مناسبي جوابگوي نيازهاي امروز فارسي زبانان باشند. ما تصور مي کرديم وجود چنين فرهنگي ضروري است تا اگر مثلاً کسي کتاب و روزنامه يي خواند يا راديو گوش داد و به اسم جديدي برخورد، بتواند آن را پيدا و درباره چيستي آن اطلاعات کسب کند. با همين فکر بود که از سال 1373 که برنامه نوشتن چنين فرهنگي را شروع کرديم، در وهله اول هم قصد داشتيم اطلاعات کوچکي راجع به اعلام به دست دهيم و پس از دو سال هم کتاب تکميل شد. اميدوار بوديم در همان زمان منتشر شود ولي انتشار آن بسيار طول کشيد و اين طولاني شدن سبب شد دو بار پيش از انتشار، اطلاعات آن را روزآمد کنيم و در واقع سبب تجديدنظر در بسياري از مدخل ها شد. به هرحال اميد ما آن است که اين اثر راهگشاي پيدايش اثرهاي کامل تر و بهتري در اين زمينه باشد.

-در مقدمه اين فرهنگ بر «سبک» و «روشمندي» متفاوت اين کتاب تاکيد شده است. ممکن است کمي بيشتر درباره اين روش توضيح بدهيد؟

همان طور که نام کتاب هم نشان مي دهد، اين کتاب يک فرهنگ است و در آن تنها اصلي ترين آگاهي هاي اوليه زير هر نام عرضه شده تا خواننده بداند آن نام چيست و به چه مقوله يي مربوط است. کار فرهنگ آن است که به ما بگويد آنچه در مورد آن صحبت مي کنيم چي هست، کي هست و کجا هست ولي سخن گفتن از چگونگي و چرايي و هستي چيزي به دايره المعارف مربوط مي شود. در واقع دايره المعارف درباره ماهيت و ارزش هر چيزي صحبت مي کند اما در فرهنگ هيچ نوع ارزشگذاري نمي شود، فرهنگ فقط اطلاع مي دهد و اين آگاهي دادن بدون هر نوع داوري صورت مي گيرد؛ اطلاعاتي که اثرگذارترين جنبه هرچيزي است.

-آيا اين روش کار ممکن نيست اطلاعات را خيلي فشرده کند و اطلاعات ناقص به مراجعه کننده بدهد؟

نه، اين طور نيست. ببينيد مثلاً ممکن است به ما ايراد بگيرند که به عنوان مثال در اين کتاب راجع به دهخدا فقط چهار يا پنج سطر نوشته شده است ولي در اين پنج سطر ما مهم ترين کارهاي دهخدا مانند لغتنامه، چرند و پرند و امثال و حکم را ذکر کرده ايم و هرکدام از موارد يادشده به دليل اهميتي که دارند، جداگانه نيز مدخل شده اند و به اين ترتيب ما درباره دهخدا بيش از پنج سطر صحبت کرده ايم.

-اين فرهنگ چند مدخل دارد و آيا در تعيين تعداد و دامنه مدخل ها هم استاندارد و سبک خاصي اعمال شده است؟

معيار انتخاب حدود 14 هزار مدخلي که در اين فرهنگ آمده توجه به ويژگي هايي مثل تعلق به زمان معاصر يا گذشته نزديک، تعلق به ايران به مفهوم تاريخي آن، تعلق به سرزمين هاي همجوار، تعلق به خلاقيت هاي فکري و فرهنگي و معروفيت در ايران بوده است. در يک نگاه کلي جنبه ديگر کار ما که باز به روشمندي مربوط مي شود همين مساله دامنه است به اين معنا که ما براي خودمان دامنه کاري تعريف کرده ايم. بر اساس اين دامنه سعي شده است در وهله اول مدخل هايي را مطرح کنيم که در زبان و نوشته هاي فارسي مطرح است و در اصل اهميت آن را از نظر زبان فارسي در نظر گرفته ايم. نکته ديگري که مدنظر ما بوده است، زمان معاصر و در نظر گرفتن اهميت آن به دليل تاثيرگذاري بر زمان ماست. ما در اين کتاب جنبه هاي مثبتي مانند علوم و هنرها را در نظر گرفته ايم و از جنبه هاي منفي نظير کشورگشايي، کشتار و... صرف نظر کرده ايم. همچنين سعي کرده ايم مرحله به مرحله، اولويت دامنه يي را که ذکر کردم مشخص کنيم و در انتخاب مدخل ها، ابتدا ايران سپس کشورهاي همسايه، شرق و در نهايت کل جهان را در نظر بگيريم.

-خب آيا با اين روشي که مي فرماييد خطر سليقه يي شدن انتخاب ها وجود ندارد؟

به هر حال اين کتاب، کاري تازه است و بدون شک نقص و کمبود دارد و به علاوه در هر نوع انتخابي به نوعي سليقه يي هم وجود دارد. قطعاً اگر بنا باشد مجدداً مدخل ها را انتخاب کنيم ممکن است برخي را حذف يا اضافه کنيم. تاريخ مکتوب پنج هزار ساله جهان، وسعت انتخاب ما را نشان مي دهد، اما ما نمي توانستيم همه اينها را ذکر کنيم و در اين انتخاب تلاش کرده ايم مهم ترين ها را از جنبه هايي که گفتم، ذکر کرده باشيم. بر اين اساس همه شهرهاي کنوني و بسياري از شهرهاي قديمي ايران، همه کشورها و پايتخت هاي جهان، بسياري از معروف ترين شخصيت هاي سياسي، ادبي، هنري، علمي، جهانگردان، کاشفان و مخترعان، کتاب ها، نقاشي ها، بناها، فيلم ها و نمايشنامه ها، جنگ ها، انقلاب ها، پيمان نامه ها، سازمان ها و نهادهاي جهاني، جشن ها، اساطير، اديان، زبان ها و قوم ها معرفي شده است. ضمناً در اين فرهنگ تنها کساني معرفي شده اند که پيش از سال 1380 درگذشته اند و از افراد زنده هيچ ذکري نشده است.

-خودتان هم اشاره کرده ايد که فرهنگ اعلام تا 10 برابر حجم موجود مي تواند اضافه شود. چه معياري براي افزايش مدخل هاي فرهنگ اعلام وجود دارد؟

سوال دقيقي کرديد. اين فرهنگ مي تواند تا 10 برابر حجم کنوني گسترش پيدا کند. در حال حاضر 202 کشور در سراسر جهان وجود دارد که هرکدام از اين کشورها، شهرها، حوادث تاريخي و شخصيت هاي مخصوص به خود را دارند. حتي اگر قرار بود فرهنگي درباره ايران تهيه کنيم، کشور ما تنها حدود 25 هزار جاذبه تاريخي و گردشگري دارد که در واقع اين ميزان دوبرابر حجم کنوني فرهنگ اعلام است. بنابراين ما مهم ترين ها را برگزيده ايم و چون مجبور به انتخاب شده ايم، اين انتخاب ممکن است ناقص باشد و مي تواند در آينده کامل تر شود.

-پرسش من اين است که چگونه و با چه روشي مدخل ها را اضافه خواهيد کرد؟ تصادفي يا بر مبناي شيوه خاصي؟

از آنجا که اين کتاب به هر حال روش دارد و در طول انجام کار هم مشخص بود چه چيزي را بايد گفت و از بيان کردن چه نکاتي بايد صرف نظر کرد، محدوده کار ما هم روشن است. به عنوان مثال ما براي اشاره به شهرهاي ايران، با استفاده از تقسيمات کشوري وزارت کشور، نام ها را چک کرده ايم و گاهي اوقات براي يافتن يک شهر قديمي مجبور شده ايم با استان هاي مختلف تماس بگيريم. کتاب هاي مختلف مانند «لغتنامه دهخدا»، «اعلام معين»، «فهرست ابن نديم»، «دايره المعارف مصاحب»، «تاريخ ادبيات زهرا خانلري»، «رجال ايران» بامداد، «برندگان نوبل» همايون پور و... را کاملاً بررسي کرده و به اين ترتيب مدخل ها را يافته ايم. البته ممکن است در اين ميان موارد مهمي از قلم افتاده باشند که قطعاً در ويرايش هاي بعدي اصلاح خواهند شد. به هر حال ما با اين اميد فرهنگ اعلام را منتشر کرديم که راهگشاي کارهاي بهتر باشد.

-آيا اين فرهنگ طيف خاصي از مخاطب را هدف گرفته و براي گروه خاصي کاربرد دارد؟

فرهنگ اعلام از لحاظ دسترسي به اطلاعات براي همه گروه ها اعم از روزنامه نگار، مترجم، نويسنده، معلم، دانشجو و دانش آموز ارزش دارد. در واقع اين فرهنگ براي همه کساني که با کتاب، مطبوعات و رسانه ها در ارتباطند و مي خواهند هنگام برخورد کردن به نامي بدانند که اين نام چيست، کاربرد دارد.

-به نظر شما فرهنگ هاي موجود تا چه حد در حوزه هاي خود توانسته اند در زبان فارسي به ايجاد زبان معيار بپردازند و واژگان زبان ادبي، گفتاري و عاميانه را از يکديگر تفکيک کنند؟

در حال حاضر زبان فارسي در دوره تحول بسيار جدي قرار گرفته و يک مرحله گذار را طي مي کند. اين زبان يکباره دستخوش هجوم گروه هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي مختلفي شده است. در واقع گروه هاي مختلف جامعه مثل افراد فرنگ رفته، اديبان، روحانيون، افراد پايين دست جامعه و... هرکدام زبان ويژه خود را وارد زبان معيار کرده اند. روحاني واژه هاي عربي و فقهي، فرنگ رفته واژه هاي فرنگي و افراد پايين دست جامعه واژه هاي عاميانه و گفتاري خود را وارد زبان ادبي فارسي کرده اند و در نتيجه زبان معيار هم اکنون به نوعي پوست اندازي مي کند. به نظر من کتاب هايي که تحت عنوان فرهنگ عاميانه نوشته شده اند، واقعاً عاميانه نيستند. از نظر ما زبان عاميانه به زبان گفتاري افراد بي سواد و کم سواد جامعه گفته مي شود و زبان عاميانه از زبان گفتاري جداست. زبان گفتاري، زبان نوشتاري شکسته و در حقيقت زباني است که به طور معمول افراد خواه تحصيلکرده، خواه استاد دانشگاه و خواه کاسب کار به وسيله آن با هم صحبت مي کنند ولي معمولاً زبان عاميانه با گفتاري اشتباه مي شود و اين کار را مشکل مي کند.

-فرهنگ هاي موجود توانسته اند نقشي در تفکيک اين زبان ها از يکديگر داشته باشند؟

نه کاملاً، براي اينکه هم اکنون تفکيک اين زبان ها خود با مشکلاتي روبه روست. البته هم فرهنگ فارسي معاصر و هم فرهنگ سخن هر دو تا حدي سعي کرده اند برچسب هايي جلوي واژه ها بزنند و آنها را به عنوان اينکه گفتاري، ادبي يا عاميانه هستند، مشخص کنند ولي خيلي مرز اين زبان ها دقيق نيست. اين امر نيازمند وجود داشتن بنيادها و موسسه هايي است که عده يي زبان شناس در آنها به فعاليت بپردازند. زبان شناسان بايد گويش ها را عيناً ضبط و بعد واژگان آن را پياده کنند و براساس آن به نگاشتن فرهنگ بپردازند که البته اين کار در مورد واژگان عاميانه مي تواند کمک کننده باشد. علي الاصول تهيه يک فرهنگ جامع مستلزم آن است که در ابتدا همه آثار مکتوب ما فيش شوند که هنوز چنين کاري انجام نشده است و تا وقتي که تمامي اينها فيش نشده باشد، ما نمي دانيم چه واژگاني داريم. از سوي ديگر تکليف ما با گويش ها مشخص نيست، هنوز بسياري از آنها ضبط علمي نشده اند و کامل نيستند و تا وقتي چنين کارهايي انجام نشود ما فرهنگ جامع فارسي نخواهيم داشت. قطور بودن يک کتاب صرفاً نشان دهنده کامل بودن آن نيست. براي اينکه يک کتاب جامع باشد بايد بتواند تعداد بيشتري واژگان را درست جمع آوري و معني آنها را بيان کند.

-نقش ناشران را در اين ميان چگونه مي بينيد و اصولاً ارزيابي تان از وضعيت «نشر» آثار مرجع در ايران چيست؟

انتشار آثار مرجع پس از انقلاب فوق العاده رشد کرده است و اصلاً قابل قياس با قبل از انقلاب نيست. در اين مدت چندين فرهنگ فارسي و فرهنگ هاي دوزبانه و همچنين ده ها فرهنگ تخصصي منتشر شده است که بسياري از آنها سابقه قبلي نداشته. ما با انتشارات «فرهنگ معاصر» نيز سال هاست در همين راه تلاش مي کنيم. من با آقاي موسايي از سال ها پيش دوستي و رفاقت داشتم و ايشان علاقه مند بودند با هم همکاري داشته باشيم و به همين دليل هم امتياز نشر فرهنگ فارسي امروز را از ناشر قبلي آن خريدند و امکاناتي براي ادامه و تکميل کار در اختيار من و همکارانم قرار دادند در نتيجه تاکنون در مدت بيش از 10 سال توانسته ايم در فضاي تفاهم و دوستي کار را ادامه دهيم و تدوين و ويرايش پنج فرهنگ را به سرانجام برسانيم و خوشبختانه اين همکاري همچنان ادامه دارد. در حال حاضر هم ناشران زيادي هستند که آثار مرجع چاپ مي کنند اما تفاوت در کيفيت کارهاست و متاسفانه اغلب ناشران حتي کارهاي خوب را به شيوه يي تجاري عرضه مي کنند و در مجموع ناشراني که حاضر باشند معيارها و استانداردهاي نشر آثار مرجع را در کار لحاظ کنند و در نتيجه آثاري با کيفيت خوب و فاقد مشابه در زبان فارسي منتشر کنند، بسيار کمياب هستند.

-به نظرتان تدريس اصول فرهنگ نگاري مثلاً به عنوان زيرمجموعه يي از رشته هاي زبان شناسي و زبان و ادبيات فارسي در دانشگاه ها ضروري نيست؟

من مي توانم به جرات بگويم در طول حدود 80 سالي که از تاسيس دانشگاه در ايران مي گذرد، هيچ دانشگاهي نه تنها نتوانسته است يک فرهنگ فارسي مناسب منتشر کند، بلکه دانشگاه ها حتي در چاپ فرهنگ هاي اختصاصي نيز موفق عمل نکرده اند. تنها فرهنگ خوبي که من طي سال هاي اخير ديده ام، يک فرهنگ زيست شناسي دوزبانه است که دانشگاه گيلان اقدام به انتشار آن کرده است. البته دانشگاه تهران تاکنون چند تا از فرهنگ هاي قديمي را منتشر کرده است ولي من نديده ام که براي زبان فارسي امروز کاري بکند. به هر حال هم جاي پژوهش در زمينه فرهنگ نگاري در دانشگاه ها به طور جدي خالي است و هم جاي آموزش فرهنگ نگاري و کار در اين زمينه براي جلوگيري از تعطيل شدن چنين فعاليت هايي ضروري به نظر مي رسد.
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

غلامحسين صدرى افشار
متولد: 1313 محل تولد: اروميه‏

 

مسئوليت و سمت‏هاى شغلى:
1. روزنامه‏نگارى
2. فرهنگ‌نويسي
3. مترجمي
4. نشر
5. ويراستاري

تأليف:
1. تاريخ در ايران
2. سرگذشت سازمان‏ها و نهادهاى علمى و آموزشى در ايران
3. كتابنامه‏ى علوم ايران
4. فرهنگ مترجم (با همكاري نسرين حكمي و نسترن حكمي)
5. واژه‏نامه‏ى فنى (انگليسي-فارسي) (با همكاري نسرين حكمي و نسترن حكمي)
6. فرهنگ زبانزدها (با همكاري نسرين حكمي و نسترن حكمي)
7. فرهنگنامه فارسي (3جلدي)، فرهنگ معاصر (با همكاري نسرين حكمي و نسترن حكمي)
8. فرهنگ فارسي دوجلدي، فرهنگ معاصر (با همكاري نسرين حكمي و نسترن حكمي)
9. فرهنگ معاصر اعلام، فرهنگ معاصر (با همكاري نسرين حكمي و نسترن حكمي)
10. فرهنگ معاصر فارسي، فرهنگ معاصر (با همكاري نسرين حكمي و نسترن حكمي)
11. فرهنگ معاصر كوچك فارسي، فرهنگ معاصر (با همكاري نسرين حكمي و نسترن حكمي)

ترجمه:
1. مقدمه بر تاريخ علم (شش جلد- جلد ششم (نمايه) نسترن حكمي)
2. تاريخ رياضيات (دو جلد)
3. از سنايى تا سعدى
4. معمارى ايران
5. كاكل طاووس
6. مطالعه‏ى تاريخ رياضيات و تاريخ علم‏
7. گفتارها در تاريخ علم
8. كور زاد

شعر:
1. ابرهاي سرگردان 1336
2. آواي جان 1337
3. نيايش 1339

ويرايش‌:
1. مآثر سلطانيه
2. دو سند از انقلاب مشروطه
3. دانش براي همه (13جلد)

فعاليت مطبوعاتي:
1. دستيار سردبير ماهنامه‌ي سخن علمي 1345-1348
2. مدير فصلنامه‌ي آشنايي با دانش 1356-1358
3. مدير و سردبير ماهنامه‌ي علمي و فرهنگي هُدهُد 1358-1361
4. عضو هيئت تحريريه فصلنامه‌ي بازتاب دانش 1386 به بعد

پژوهش و تحقيقات:
1. فرهنگ‏نويسى
2. تاريخ علم‏

زندگى‏نامه:
انتشار آثارش را از سال 1327 در تبريز آغاز كرد. شغل‏هاى متنوعى براى گذران زندگى داشت. دوازده‏سالى برروى تاريخ علم مطالعه كرد. كار فرهنگ‏نويسى را از سال 1345 در بنياد فرهنگ ايران با فيش‏نويسى مخزن‏الادويه آغاز كرد كه تا به امروز ادامه دارد، ويراستارى، ترجمه، تأليف و نشر كتاب‏هاى متعددى را به وسيله‏ى افراد ديگر موجب شده‌است. از سال 1345 تا 48 با ماهنامه‏ى سخن علمى همكارى داشت. از سال 1347 تا 1359 در وزارت علوم كار مى‏كرد و مسئول انتشارات علمى بود. در سال‏هاى 1356 - 58 مديريت فصلنامه‏ى آشنايى با دانش را در دانشگاه آزاد ايران برعهده داشت. در سال‏هاى 1358 - 61 ماهنامه‏ى علمى و فرهنگى هدهد را منتشر كرد. چندين كتاب ديگران را تصحيح و آماده‏ى چاپ كرده‏ و كتاب‏هايى به نام ديگران نوشته‏ است. از سال 1359 تاكنون گذران زندگي‌اش تنها از راه نوشتن، ترجمه و ويراستارى بوده است.

 

نسترن حكمى‏
متولد: 1330 محل تولد: كرمانشاه‏

تحصيلات:
كاردانى زبان انگليسى، دانشسراى راهنمايى،
كارشناسى مترجمى زبان انگليسى، دانشگاه علامه طباطبايى، دانشكده‌ ادبيات و زبان‏هاى خارجى‏

تحصيلات تكميلى:
زبان انگليسى، كالج ديويس لندن‏

شماري از سمت‏هاى شغلى:
1. دبير دبيرستانهاى تهران
2. مدرس زبان انگليسى، دانشگاه علوم پزشكى شهيد بهشتى‏
3. نويسنده - مترجم - ويراستار

تأليف:
1. فرهنگ مترجم (با همكاري غلامحسين صدري‌افشار و نسرين حكمي)
2. واژه‏نامه‌ي فنى - مهندسى (انگليسى – فارسى) (با همكاري غلامحسين صدري‌افشار و نسرين حكمي)
3. فرهنگنامه فارسي (3جلدي)، فرهنگ معاصر (با همكاري غلامحسين صدري‌افشار و نسرين حكمي)
4. فرهنگ فارسي دوجلدي، فرهنگ معاصر(با همكاري غلامحسين صدري‌افشار و نسرين حكمي)
5. فرهنگ معاصر اعلام، فرهنگ معاصر(با همكاري غلامحسين صدري‌افشار و نسرين حكمي)
6. فرهنگ معاصر فارسي، فرهنگ معاصر(با همكاري غلامحسين صدري‌افشار و نسرين حكمي)
7. فرهنگ معاصر كوچك فارسي، فرهنگ معاصر(با همكاري غلامحسين صدري‌افشار و نسرين حكمي)
8. مقدمه بر تاريخ علم جلد ششم (نمايه)

ترجمه‏:
1. مقاله‏هايى از
Scientific American ، Britannica، Soviet Literature
Popular Science و چاپ مقاله‌هايي در مجله‏هاى هُدهُد - چيستا - دانش و مردم‏

ويرايش كتابهاى چاپ‏شده‌ي زير:
1. خُرده اوستا
2. هنر سريع فكر كردن
3. راه حل عملى مشكلات كروماتوگرافى مايع با كارايى بالا
4. مبانى شيمى آلى
5. روش‏هاى طيف سنجى در شيمى آلى
6. فرهنگ فشرده‌ي پزشكى آكسفورد
7. واژه‏نامه‌ي نجوم و احكام نجوم
8. هديه
9. مدير يك دقيقه‏اى
10. چخوف در زندگى من

11. زندگي خود را تغيير دهيد
12. شيمي آلي (3 جلد)


زندگى‏نامه:
وي پس از پايان تحصيلات دانشگاهي براى تكميل زبان انگليسى راهى انگلستان شد. در دوران دانشجويى دبير دبيرستانهاى تهران و پس از اتمام تحصيلات به مدت 9 سال مدرس زبان انگليسى دانشگاه علوم پزشكى شهيد بهشتى بود و همزمان از سال 59 با همكاري آقاي غلامحسين صدري افشار و خانم نسرين حكمي به كار فرهنگ‌نويسى، مترجمى و ويراستاري مشغول است.


نسرين حكمى
متولد: 1328 محل تولد: كرمانشاه‏

تحصيلات:
فوق ديپلم دانشسراى راهنمايى زبان انگليسي، دانشسراى راهنمايى كرمانشاه‏

تحصيلات تكميلى:
ليسانس ادبيات انگليسى از دانشگاه تهران‏
دانشكده: ادبيات دانشگاه تهران‏
زبان انگليسي- كالج ديويس انگلستان

شماري از سمت‏هاى شغلى:
1. دبير زبان انگليسى (دبيرستان‌هاي تهران)
2. ويراستار
3. فرهنگ‌نويس
4. مترجم‏

تأليف:
1. فرهنگ مترجم (با همكاري غلامحسين صدري‌افشار و نسترن حكمي)
2. واژه‏نامه‌ي فنى (با همكاري غلامحسين صدري‌افشار و نسترن حكمي)
3. فرهنگنامه فارسي (3جلدي)، فرهنگ معاصر (با همكاري غلامحسين صدري‌افشار و نسترن حكمي)
4. فرهنگ فارسي دوجلدي، فرهنگ معاصر (با همكاري غلامحسين صدري‌افشار و نسترن حكمي)
5. فرهنگ معاصر اعلام، فرهنگ معاصر (با همكاري غلامحسين صدري‌افشار و نسترن حكمي)
6. فرهنگ معاصر فارسي، فرهنگ معاصر (با همكاري غلامحسين صدري‌افشار و نسترن حكمي)
7. فرهنگ معاصر كوچك فارسي، فرهنگ معاصر (با همكاري غلامحسين صدري‌افشار و نسترن حكمي)

ويرايش كتابهاى چاپ‏شده‌ي زير:
1. اوستا
2. انديشه و زبان
3. شش كلاه براي فكر كردن
4. شيمي آلي تجربي
5. آموزش محبت آميز كودكان

زندگى‏نامه:
پس از گذراندن دوره‌ي دو ساله‌ي دانشسراي راهنمايي، براي ادامه‌ي تحصيل به تهران آمد (1353) و علاوه بر ندريس در مدرسه‌هاي تهران، در رشته‌ي ادبيات انگليسي، در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد. دوره‌ي كوتاهي هم در كالج ديويس انگلستان، زبان انگليسي خواند. پس از پايان دوره‌ي ليسانس-مصادف با جريان انقلاب فرهنگي- با آقاي صدري افشار آشنا شد و از سال 1360 (علاوه بر تدريس) با ايشان شروع به همكاري كرد و به كار فرهنگ‌نويسي، ويراستاري و گاه ترجمه‌ي مقالات پرداخت.
در سال 1381 از آموزش و پرورش بازنشسته شد، اما فعاليت فرهنگ‌نويسي و همكاري‌اش با آقاي صدري‌افشار و خانم نسترن حكمي تا به امروز ادامه دارد.

 

نظرات

رسول عسکری
ژوئیه 27, 2009 - 05:50
تشکر

عرض سلام و خسته نباشید دارم خدمت استادصدری افشار و همکارانشان بخاطر انتشار اثر نفیس و ارزشمند فرهنگنامه فارسی.

ایشان تنها فرهنگ نویس معاصری هستند که آثارشان را بطور مرتب تصحیح و تکمیل (update) مینمایند.

فرهنکنامه مرجعی مفید برای تمامی اقشار جامعه.

از انتشارات فرهنگ معاصر هم سپاسگذارم.

مسعود ع- فر
اكتبر 01, 2009 - 05:29
لوح فشرده فرهنگ 3 جلدی

ضمن سلام.من چون در خارج از ایران هستم .لطف کنید و به من پاسخ دهید آیا فرهنگنامه فارسي 3 جلدي واژگان و اعلام آیابه صورت لوح فشرده یا "سی دی" هم ازشما قابل تهیه است؟ یادیگر فرهنگنامه لغت شما به صورت "سی دی"؟ چون دسترسی و نگهداری و نیز هزینه پستی ارسال به خارج ااز ایران راحت تر است.متشکرم.

جان لی مینگ
اكتبر 03, 2009 - 06:35
سفارش کتاب

خدمت مولفین و ناشر محترم خسته نباشید عرض می کنم . این جانب یک استاد زبان فارسی در چین هستم . هم اکنون در تدیس خود از فرهنگ معاصر فارسی امروز خیلی استفاده می کنم . سوال من این است چگونه این فرهنگ سه جلدی را از چین بخرم . ممنونم .

Admin
اكتبر 04, 2009 - 10:54

دوست عزيز جناب آقاي مسعود ع- فر

فرهنگنامه فارسي 3 جلدي تا به حال همراه با سي دي منتشر نشده است. تنها فرهنگ منتشر شده همراه با سي دي، فرهنگ معاصر ويراست دوم نوشته ي دكتر محمدرضا باطني است. در صورت بهبود وضعيت قانون كپي رايت در كشور و عرضه محصولات ديجيتالي بدون نگراني شكسته شدن قفل حتما ديگر محصولات اين موسسه نيز همراه با سي دي منتشر خواهد شد.

اضافه کردن نظر جدید
:       
:             
:        
:  


 

درباره ما     عضویت  |  اخبار   واژه ی امروز    تماس با ما

Copy Right 2009 , Farhangmoaser.com
كليه حقوق اين سايت متعلق به انتشارات فرهنگ معاصر مي باشد

Powered by Parsis Co