دکتر باطنی : روزآمدسازي مستمر «فرهنگنامه فارسي» مهمترین امتیاز آن است
روز سهشنبه هفدهم آذر، شهر کتاب مرکزی تهران میزبان بزرگان و چهرههای برجسته حوزه فرهنگنویسی بود که در نشستی برای رونمایی و نقد و بررسی "فرهنگنامه فارسي " اثر غلامحسين صدري افشار و نسرين و نسترن حكمي گرد هم آمده بودند.
به گزارش روابط عمومی انتشارات فرهنگ معاصر ، دکترمحمدرضا باطني، استاد پیشکسوت زبانشناسي دانشگاه تهران و از سخنرانان این نشست با تاکید بر این که " فرهنگنامه فارسي" به دلیل روزآمد شدن مستمر بر اساس استاندارهای جهانی، اثری «پویا» به شمار میرود، اين فرهنگنامه را اثری متفاوت و حرفهایتر از آثاز مشابه خود ارزیابی کرد. باطنی همچنین بازبینی و بررسی مجدد "فرهنگنامه فارسی" در چاپ حاضر را اقدامی در راستای رشد کیفی این کتاب دانست و گفت : «یکی از افزودههای مهم و مفید چاپ حاضر، 27پيوست جدیدی است که به آن اضافه شده و این فرصت را در اختیار كاربران فرهنگنامه قرار داده است تا برای مثال نام ماهها در تقويمهاي مختلف، جدول تناوبي عناصر، تقويم زمين شناسي و مواردی از این دست را هم در یک مجموعه در اختیار داشته باشند.» او همچنین تغييرات چاپ حاضر در مقوله بنديها و تعريفها را نیز سبب دقیقتر شدن برشهاي معنايي دانست و برای مثال به مدخل "بسمالله " در این فرهنگنامه اشاره کرد که دارای سه معنای کاربردی مختلف است و هر سه معنا ضبط شده است. زبانشناس و مولف "فرهنگهای انگلیسی به فارسی پویا" در ادامه این نشست با اشاره به "اعلام" که جلد سوم اين مجموعه سه جلدی "فرهنگنامه فارسی" است، از آمدن نام چهرههای برجسته فرهنگی و همچنین وجود مدخلی به نام مرحوم «احمد تفضلی» که به گفته او خدمات ارزشمندی ارائه داده است، ابراز خرسندی کرد و گفت : « بخش اعلام يا اطلاعات دانشنامهاي این فرهنگنامه تنها به نام افراد محدود نشده بلكه نام مکانها، اثرهای فکری و فرهنگی، نهادهای اجتماعی و رویدادهای مهم جهانی و ملی را نیز در برميگيرد که این خود امتیاز قابل توجهی برای این فرهنگنامه است.»
اصطلاح «فرهنگنامه» را رایج کنیم
در ادامه این نشست که چهرههایی همچون دکتر علی محمد حقشناس، دکتر ژاله آموزگار، استاد اسماعیل سعادت، دکتر محمود عبادیان، دکتر خسرو پارسا، دكتر محمد باقري، دكتر حبيب قاسم زاده، مهندس عباس كتيرايي، مهشید نونهالی، مژده دقیقی و جمع دیگری از چهرههای شاخص فرهنگی به همراه روزنامهنگاران و فعالان مطبوعاتی در آن حضور داشتند، دکتر باطنی ، موضوع شیوهها و استانداردهای فرهنگنامهنگاري در جهان را نیز به بحث گذاشت. به گفته باطنی فرهنگهاي يك زبانه در جهان معمولا يا صرفا فرهنگ لغت هستند و يا علاوه بر لغات، اطلاعات دانشنامهاي را هم دربرمیگیرند. استاد زبانشناسی دانشگاه تهران سنت فرهنگنامهنويسي در آمريكا را متکی بر شيوه دوم دانست و گفت: «البته در آمريكا نامهاي متفاوتي براي فرهنگ لغت تنها و فرهنگ لغت همراه با اعلام وجود ندارد و براي هر دوي آنها از لفظ مطلق ديكشنري) استفاده میشود. اما در فرانسه براي فرهنگ لغت از واژه ديكشنري و برای فرهنگ لغت همراه با اطلاعات دانشنامهاي عبارت «فرهنگ دانشنامهاي» استفاده میشود که من نخستین بار ترجمه این اصطلاح را از مرحوم احمد بيرشك شنيدم. در عین حال هنگامی که دلیل انتخاب نام «فرهنگنامه» برای این مجموعه سه جلدی را نیز از آقای صدري افشار پرسیدم، ایشان توضیح دادند که مرحوم سعيد نفيسي در سال 1319 براي اولين بار در ايران دست به چنين كاري زدند و اسم "فرهنگنامه " را براي اين فرهنگ فارسی خود که البته نیمهکاره ماند، استفاده كردند و ما هم از این روش استفاده کردیم.» با این مقدمه دکتر محمدرضا باطنی ابراز اميدواري كرد كه اين واژه مورد قبول اهل فن قرار گيرد و میان اهل فن رایج شود تا از اين پس براي كارهايي نظير فرهنگنامه حاضر از همين واژه استفاده شود.
اشکالات در برابر امتیازات، ناچیز است
مولف «فرهنگهای انگلیسی – فارسی» پویا همچنین درباره کاستیهای "فرهنگنامه سه جلدی" سخن گفت و با اشاره به اینکه نواقص کار استاد صدریافشار و همکارانش در برابر گستردگی حجم و امتیازات آن ناچیزاند، گفت: «بعضي تعريفهايي كه ارائه شده دقيق نيست البته قبول دارم كه ارائه تعريف حتي براي چيزهايي فيزيكي كه ما بهازاي خارجي دارند هم كار دشواري است اما همیشه هم لازم نيست كه خود ما تعريف ارائه بدهيم بلكه ميشود از فرهنگنامههاي غربی که موجودند و تجربه بسیار غنیتری نیز در این زمینه نسبت به ما دارند در ارائه این تعریفها کمک گرفت.»محمدرضا باطنی همچنین برخی تغییرات اعمال شده در فرهنگنامه حاضر را در جهت ارتقای کار ندانست. او در همین حال به مشکلات کار فرهنگنویسی در ایران نیز اشاره و تاکید کرد : « وجود نداشتن "ديتابيس " يا همان "دادگان" مهمترین مشکلی است که بر سر راه فرهنگنویسی حرفهای در ایران قرار دارد و این نقطه ضعف تمام فرهنگنامههاي فارسي است كه فرهنگنامه صدري افشار هم از آن مبري نيست و ما اگر ميخواهيم كار علمي بكنيم ناگزير هستیم که "ديتابيس" داشته باشیم چراکه بدون وجود چنین دادگانی، فرهنگنويسي كار بسيار پرزحمتي ميشود و احتمال خطا هم در آن فراوان است.»
میخواستیم راه تازهای در فرهنگنویسی باز کنیم
در ادامه این نشست مولفان «فرهنگنامه فارسی» پاسخ برخی نقدهای مطرحشده را دادند و گفت و گو ی حرفهای میان مولفان فرهنگنامه و دکتر محمدرضا باطنی، به نقد و بررسی وسیعتر اثر با مشارکت علاقهمندان و متخصصان حوزه فرهنگنویسی انجامید. نسرین حکمی، از مولفان «فرهنگنامه فارسی» باتاکید بر اینکه نه زبان شناس به معنای کسی که تحصیلات آکادمیک دارد هستیم و نه ادعایی در زمینه زبانشناسی داریم و فرهنگنویسی جدید را نه با تحصیلات در رشته فرهنگنگاری بلکه با آنچه آموختیم و فکر میکردیم درست است و فرهنگهای فارسی آن نیازها را پیش از این برآورده نکرده بود آغاز کردیم و بعد از این همه سال فکر میکنم که حداقل توانستهایم راه را برای دیگران باز کنیم و خوشحالیم از اینکه دیگران هم دارند این مسیر را طی میکنند.»استادغلامحسین صدری افشار نیز در پاسخ به انتقادهای مطرح شده از سوی دکتر باطنی با اعلام اینکه «قسمتهای سودمند فرمایشات دکتر باطنی در ویراست جدید فرهنگنامه فارسی وارد خواهد شد.» ادامه داد : « اما همانطور که خانم حکمی توضیح دادند، ما هیچ کدام زبانشناس نبودیم و به همین دلیل جرات نکردیم که ریشه برای واژگان بدهیم و این برای یک فرهنگ اشکال به حساب میآید چرا که ریشه زبانی بسیار مهم است اما چون ما قصدمان این بوده که اطلاعاتی بدهیم که به باور خودمان درست است، از این مقوله صرفنظر کردیم.» صدریافشار همچنین با تاکید بر اهمیت مصور بودن فرهنگنامهها افزود : « فرهنگ تا وقتی که مصور نشود فرهنگ نیست. ایراد بزرگ فرهنگ ما هم این است که هنوز مصور نیست و ریشه ندارد. درباره ریشه که مطمئنم ما نمیتوانیم این کار را انجام دهیم اما امیدوارم به همت ناشر که تا کنون هم کارهای بزرگی را تقبل کرده است، بتوانیم ویراست دیگری با تصاویر لازم و نه فقط تصاویر زینتی ارائه دهیم.».
28 سال تلاش و استمرار فرهنگی
در همین حال داوود موسایی، مدیر انتشارات فرهنگ معاصر نیز در سخنانی کوتاه از انگیزه کار 28 ساله موسسه خود و مشکلات فنی که بر سر راه چاپ آثار فرهنگنامهای در ایران وجود دارد سخن گفت. موسایی گفت : « 28 سال پیش که ما کارمان را آغاز کردیم، سالها بود که تنها فرهنگهای قدیمی منتشر میشد و این فرهنگها روزآمد هم نمیشدند. ما هم با این اندیشه کارمان را شروع کردیم که نهاد و موسسهای بنیانگذاری کنیم که بتوانیم فرهنگهایی را در حد استانداردهای روز منتشر کند و در طول این 28 سال این و پس از این همه تلاش حاصل کارمان حدود ۱۲۰ فرهنگ است. طبعا در این حوزه هم فرهنگهای فارسی جزو اولویتهای ما بودهاند و برای پرداختن به این فرهنگها در آغاز کار با انتشارات کلمه که ناشر قبلي این کتابها بود به مذاکره نشستیم و امتیاز این فرهنگ را خریداری کردیم و با همکاری آقای صدریافشار و همکارانشان سعی کردیم کار را گسترش بدهیم. حاصل کارمان اولین بار در سال ۸۱ منتشر شد.»
موسایی همچنین بااشاره به اینکه «فرهنگنامه فارسی»حاصل سه دهه تجربه فرهنگنویسی مولفان آن و همکاری مستمر با انتشارات فرهنگ معاصر است، ادامه داد : « ما باآقای صدریافشار که امروز دیگر 15 سال از همکاری مشترک و سازندهمان میگذرد، بیشتر فعالیتهای خود را بر روی فرهنگ فارسی متمرکز کردیم و نگاهمان هم این بود که از یک سو این کار توسعه پیدا کند و از طرفی هم فرهنگهای کوچکتری از دل همین مجموعه عرضه کنیم که تاکنون پنج عنوان آن منتشر شده است: دوره سه جلدی که شامل اعلام و لغت است، دوره دو جلدی که فقط لغت است و فرهنگ تک جلدی که فشرده آن است و خود فرهنگ اعلام جدید و یک فرهنگ کوچک به انضمام دو عنوان دیگری که الان در دست همکارانمان و در نوبت انتشار است.» مدیر انتشارات فرهنگ معاصر همچنین ابراز امیدواری کرد تا فعالیتهای فرهنگ معاصر راهی را برای آینده نشر آثار مرجع در ایران باز کرده باشد.
دکتر حقشناس : موج فرهنگنويسي را موسسه فرهنگ معاصر ايجاد كرد
در این میان دکتر علیمحمد حقشناس، زبانشناس نیز که از مهمانان این نشست بود با بیان اینکه موج فرهنگنويسي را موسسه انتشاراتي فرهنگ معاصر در جامعه ایرانی ایجاد کرد و در حقیقت تب فرهنگنويسي را به بقيه نهادهاي دولتي وخصوصي نیز سرايت داد، گفت: « بالابردن استانداردهاي فرهنگنويسي، چه در فرهنگهاي تكزبانه و چه در فرهنگهاي دوزبانه تنها به همت اين موسسه صورت گرفت و من خود بارها و بارها شاهد بودم كه مديران اين موسسه و به خصوص آقاي موسايي ضمن تاكيد بر ارتقاي اين استانده ها بر اين نكته هم تاكيد ميكردند كه آنچه امروز منتشر ميكنيم آرمان ما نيست و به دليل وجود همين نگاه بوده است كه هر روز فرهنگها و آثار اين موسسه ارتقاي كيفي و كمي مطلوبي پيدا كرد.»
این استاد زبانشناسی همچنین عمر فرهنگنويسي به شكل تازه را باعمر انتشارات فرهنگ معاصر برابر دانست وگفت:« اي كاش موسسه انتشاراتي فرهنگ معاصر با توجه به اشراف و تجربهاي كه در زمينه فرهنگنگاري و فرهنگنويسي دارد، به سراغ انتشار فرهنگهاي تخصصي هم ميرفت و همانند مركز نشر دانشگاهي فرهنگهاي واژگان تخصصي را هم به مجموعه وظايفش اضافه ميكرد. او همچنين از انتشارات فرهنگ معاصر خواست به فكر ايجاد بانك عكس و يا دادگان عكس باشد كه بعدها براي تدوين فرهنگي جامع براي زبان فارسي كاربردهاي فراواني خواهد داشت.حق شناس تاکید کرد:« به نظر من در اين جلسه نكاتي مطرح شد و البته برخي از اساتيد حاضر در نشست هم نكاتي را درباره فرهنگنويسي در ذهن و ضمير دارند كه وقتي چنين محدود نميتواند تكاپوي چنين مباحثي را بدهد و بهتر است سمينار يا همانديشي يك روزهاي در اين زمينه برگزار شود تا بتوان به خوبي و در حد كافي ديدگاه ها را شنيد و دربارهشان بحث وگفت وگو كرد.» دکتر حقشناس كه فرهنگ هزاره انگليسي- فارسي او از سوي انتشارات فرهنگ معاصر در سال 1380 منتشر و جايزه كتاب سال بخش كليات را از آن مولف و ناشر كرد، درباره فرهنگ سه جلدي واژگان و اعلام نیز اظهار نظر کرد و گفت: «من كارها و تلاشهاي آقاي غلامحسين صدري افشار و خانمها نسرين و نسترن حكمي را از زماني كه فرهنگشان از سوي انتشارات كلمه و در سه ستون و در يك جلد پت و پهن منتشر شد، به ياد دارم و اكنون كه اين فرهنگ سه جلدي را ميبينم به همت آنها درود ميفرستم و معتقدم كاري فوقالعاده انجام دادهاند و سير و تكامل از فرهنگ پیشین تا فرهنگ حاضر بهخوبي لمس ميشود»
او همچنین تفكيك فعلها و واژههايي كه پسوند و پيشوند و ميانوند دارند را از ابتكارات «فرهنگنامه فارسی» دانست وگفت: «اين كار به دقت و شفافيتي قابل اعتنا انجام شده است و گروه مولفان فرهنگ و آقاي صدري افشار سعي كردند آنهايي كه شفافاندو معنيشان با ديدن همان واژه درك و دريافت ميشود را در بسته و جدول بياورندو آنهايي را هم كه اندكي ابهام و تيرگي دارند ، به صورت تعريف واژه در مدخلي جدا انعكاس دهند.»

دکتر ژاله آموزگار : وجود فرهنگ ریشهشناسی ضروری است
همچنین دکتر ژاله آموزگار که از دیگر مهمانان نشست شهرکتاب درباره «فرهنگنامه فارسی» بود با اشاره به بحثهای مطرحشده در نشست توضیح داد: « در زبانهای پهلوی مطلقا مترادف وجود ندارد و وقتی که دو واژه را کنار هم میآورند آنقدر تفاوتهای معنایی ظریف و کوچکی وجود دارد که بههیچ وجه نمیتوان واژه را مترادف و هم معنا گرفت.» ژاله آموزگار تاکید کرد : « در زبانهای پهلوی ممکن است کلمات شبیه هم باشند اما ما فقط خیال میکنیم که با هم مترادفاند در حالی که این گونه نیست و همه واژهها با هم تفاوت دارند و من نیز باور دارم که مترادف اصلا وجود ندارد.» این استاد دانشگاه تهران درباره ریشهشناسی در فرهنگ نیز گفت : « به گمانم این کار بسیار سخت و پیچیده است و لازم است یک فرهنگ ریشهشناسی جداگانه برای زبان فارسی وجود داشته باشد.» فرهنگنامه فارسی 60 هزار واژه و اصطلاح ادبی، علمی، فنی و گفتاری و همچنین 20 هزار مدخل شامل اشخاص، مکانها، مکتبهای ادبی، هنری و فلسفی، اثرهای هنری و تاریخی، ادیان و... را در خود جای داده است. وجود 12 هزار ترکیب اسمی و فعلی رایج ، 3 هزار ارجاع ، 50 جدول، نقشه و نمودار و همینطور 25 پیوست از دیگر ویژگیهای «فرهنگنامه فارسی» منتشر شده از سوی انتشارات فرهنگ معاصر است.