ابتدا بگوييد كه چرا از اين فرهنگ تاكنون با سه ويراسته انتشار يافته است و اصولا در فرهنگ نگاري ويراسته هاي تازه چه مزيتهايي بر ويراسته هاي قبلي دارند ؟ براي مثال از تفاوتهاي ويراست اول با دوم و نيز دوم با سوم بگوييد؟
ما «ويراست» را در مقابل واژه انگليسي«edition »به كار مي بريم. اصولا ويراست جديد هركتابي نسبت به ويراست قبلي آن مزايايي دارد. مانند اصلاحات، افزودهها و تغييرات مناسب ديگر. ويراستهاي سه گانه فرهنگ انگليسي – فارسي معاصر نيز همين روند را داشته اند.
نخستين ويراست اين فرهنگ در سال 1371 با حدود سي هزار مدخل پس از هفت سال كار و پژوهش منتشر شد. ويراست دوم آن با اصلاحات و افزوده هاي فراوان در سال 1376 با حدود چهل و پنج هزار مدخل منتشرشد و در نهايت، ويراست سوم آن در سال 1385 با ويژگي هاي فراواني با عنوان « فرهنگ انگليسي – فارسي پويا» در دسترس علاقهمندان قرار گرفت. و اينك هم كه در حال برگزاري نمايشگاه بيستم هستيم دو جلد اين فرهنگ در يك جلد با كاغذ نازك انتشار يافته و در نمايشگاه عرضه مي شود.
ويژگي ويراست سوم در چه نكاتي است؟
اين ويراست برخي ويژگيهاي مختص به خود دارد كه از جمله آنها موارد زير است:
فعلهاي گروهي (phrasal verb )كه در زيان انگليسي نقش بسيار مهمي دارند، در اين ويراست وارد شده اند.
همچنين اصطلاحات روزمره، مثلهاي مشهور و تركيبات آنها با هم آييهاي رايج در اين ويراست ضبط شده اند. همچنين حدود 10 هزار مدخل جديد به فرهنگ اضافه شده كه اغلب از رسانههاي خبري انگليسي زبان با از جديدترين ويراست فرهنگهاي يك زبانه انگليسي گرفته شده اند، مثل لغتهايي چون(آنفلو آنزاي مرغي bird flu )،(خبر فوري،خبر فوق العاده breaking news)،(اخبار اقتصادي،اخبار بازرگاني biz news )،(هويت ژنتيكي genetic fingerprint ) و (پاكسازي قومي ethnic cleansing ).
از سوي ديگر تعداد بسيار زيادي مثال انگليسي همراه با ترجمه آنها به فرهنگ اضافه شده است. همچنين براي كمك به كاربران فرهنگ، در حدود 250 نكته كاربردي تدوين و در آن گنجانده شده است.
آيا بازبيني مدخلهاي ويراستهاي قبلي هم در اين ويراست مد نظر شما بود؟
بله، ضمن بازبيني تمامي مدخلهاي ويراست دوم بعضي از معاني مدخل هاي انگليسي كه در ويراست دوم به آنها توجه نشده بود ، در اين ويراست وارد شده و برابرهاي مناسب فارسي براي آنها داده شده است. همچنين بسياري از برابرها حذف شده و به جاي آنها برابر هاي فارسي دقيقتر نهاده شده است.
آيا در تدوين ويراست سوم همان اصولي مد نظر قرار گرفت كه در ويراست دوم؟
بله . همانند ويراست دوم ما سعي كرديم هم مدخلهاي انگليسي وهم برابرهاي آنها را از زبان زنده روز اخذ كنيم. من و همكارانم تلاش كرديم برشهاي معنايي هرچه ظريفترو دقيقتر باشند و با شماره گذاري از هم تفكيك شوند.از جمله نكات ديگري كه ما در اين ويراست به آن پاي بند بوديم ، همانا برابر يابي براي واژههاي انگليسي بوده و نه تعريف يا شرح معاني آنها.سعي هم كرده ايم از واژه سازي بي جهت و اعمال سليقه شخصي خودداري كنيم و در معدود مواردي كه ناچار بودهايم واژه اي بسازيم، معناي واژه را به اختصار در پرانتز شرح دادهايم.
منابع مورد استفاده شما براي اين كار چه بوده است ؟
منابع مورد استفاده ما عمدتا فرهنگ هاي بريتانيايي بوده اند. زيرا ما معتقديم كار فرهنگ نويسي در انگلستان بسيار پيشرفته تر از آني است كه در آمريكا مشاهده مي شود. از ويژگي هاي مهم فرهنگ هاي بريتانيايي اين است كه براي هر برش معنايي حداقل يك مثال و گاه چندين مثال ارائه مي دهند كه اين كار، معادل يابي را براي فرهنگ نويس آسانتر و دقيقتر ميكند. در هر حال فرهنگهايي كه در اين ويرايش مورد استفاده ما بوده است عبارتند از:
1- Oxford Advanced Learner's Dictionary,Fourth,Fifth,Sixth and Seventh Editions
2-Longman Dictionary of Contemporary English, Second,Third and Fourth Editions.
3-Collins Cobuild English Dictionary for Advanced Learners,First,Second and Third Editions.
4-Collins Cobuild Advanced Learner's English Dictionary,Fourth Edition.
5-Cambridge International Dictionary of English,First Edition.
6- Cambridge Advanced Learner's Dictionary, First Edition
7- Macmillan English Dictionary for Advanced Learnsrs, First Edition
البته از سه فرهنگ ديگر هم در مواردي استفاده كرده ايم كه نام آنها راهم مي آورم:
1- Random House Dictionary of the English Language,Second Edition
2-Collins English Dictionary, Fourth Edition Updated.
3- Merriam Webster's Collegiate Dictionary,Tenth and Eleventh Editions.
4- The American Heritage College Dictionary,Third Edition.
اين نكته را هم اضافه كنم كه از فرهنگ هاي ديگر هم بهره برده ايم كه ذكر آنها در اين جا لازم نيست.
در فرهنگ پويا از الفباي آوانگاري خاصي بهره برده ايد ، ميخواستم بپرسم كه شأن نزول اين شيوه چيست و چه تفاوتهايي با الفباي آوانگاري بينالمللي(IPA ) دارد؟
در مورد اين شيوه آوانويسي بايد بگويم كه ما بر اين باور بوديم كه يك فارسي زبان بزرگسال نمي تواندجزئياتي را كه در الفباي آوانگار بينالمللي(IPA) پيشبيني شده تلفظ كند و درنتيجه كوشيديم شيوه آوانگاري تدوين كنيم كه براي فارسيزبانان آسان تر و در عين حال به مدل ايده آل ما نزديك باشد. ما در اين شيوه آوانگاري ، خواص ، يعني استادان زبان انگليسي يا زبان شناسان را در نظر نداشته ايم، بلكه عامه مردم مورد نظر بوده اند. البته بد نيست اضافه كنم كه ويرايش جديدي از ويراست سوم فرهنگ پويا دردست تدوين است كه در آن از الفباي آوانگاري بينالمللي استفاده شده است و به زودي در دسترس كساني كه خواهان تلفظ دقيق تري هستند ، قرار خواهد گرفت.
شيوه تدوين فرهنگ چگونه بوده است و آيا شيوه خاصي در كار مورد نظر بوده است؟
در نگارش اين فرهنگ عمدتا از شيوه خط پيشنهادي فرهنگستان زبان و ادب فارسي پيروي شده است، به استثناي چند مورد. مثلا در شيوه نامه خط فرهنگستان ، نخست پيشنهاد شده بود كه «ها»ي جمع جدا و بي فاصله نوشته شود ونه سرهم، مانند«كتابها»؛ اما بعدها فرهنگستان پيشنهاد كرد كه «ها» ي جمع چسبيده و به صورت« كتابها»نوشته شود ولي چون ما در نيمه راه بوديم ،در اين مورد، كماكان از جدا نويسي و بي فاصله نويسي پيروي كرديم، گرچه همچنان گمان مي كنيم پيشنهاد نخست فرهنگستان معقول تر بوده است.
شيوه انتخاب مدخل ها چگونه بوده است و ميزان و تعداد آنها چقدر است؟ يعني شما به عنوان سرويراستار اين فرهنگ چگونه تشخيص مي دهيد كه اين فرهنگ نبايد بيش از دو جلد و دو هزار صفحه باشد و اصولا چرا واژگان بيشتري در اين فرهنگ آورده نشده است؟
اصولا اندازه فرهنگ و تعداد مدخل هايي كه در آن وارد مي شود تابع محدوديتهايي است . يكي از محدوديتها نياز كاربراني است كه فرهنگ براي آنها تدوين مي شود. محدوديت دوم، زمان است، و محدوديت ديگر معمولا از طرف ناشر اعمال مي شود. ولي اساسا نمي توان گفت كه فرهنگ بايد حجم مشخصي ، مثلا هزار يا دو هزار صفحه داشته باشد.
به نظر شما، جايگاه«دقت» در نگارش فرهنگ كجاست وا صولا يك فرهنگ، اعم از يك زبانه يادوزبانه ، چه تفاوتهايي با ديگر انواع كتابها دارد؟
ما براين باوريم كه در تدوين فرهنگ نهايت دقت در حد وسواس بايد به كار گرفته شود، زيرا تدوين يك فرهنگ با كتابهاي ديگر بسيار متفاوت است. اگر در كتابي اشتباهي رخ داده باشد، ممكن است حد اكثر چند هزار نفر را گمراه كند، درحالي كه اگر در كتابهاي مرجع از جمله فرهنگ ها اشتباهي رخ دهد ممكن است هزارانهزار كاربر را گمراه كند. علاوه بر اين ، مشاهده مي شود كه مردم براي اطمينان يافتن از معناي واژه اي به فرهنگ مراجعه مي كنند. حال اگر اين فرهنگ خود قابل اعتماد نباشد، شأن نزول فرهنگ منتفي است.
شما از چهره هايي هستيد كه هم بنيانگذار شيوه نوين فرهنگ نويسي در ايران به شمار ميرويد وهم اين كه به عنوان يك زبان شناس، نخستين معرف اين دانش نوپا در ايران بودهايد. ميخواستم بدانم نقش علم زبانشناسي در كار شما چه بوده است؟
آشنايي من و همكارانم كه بيشترشان فوق ليسانس زبان شناسي هستند با علم زبان شناسي كمك مي كند تا فرهنگ را به شيوهاي علميتر ارائه دهيم. مثلا وقتي ما از حوزه معنايي، برشهايي معنايي و يا مقوله هاي دستوري صحبت مي كنيم، حرف همديگر را مي فهميم و اين اصول را در تدوين فرهنگهايمان به كار مي بنديم.
در روند تدوين يك فرهنگ، به عنوان يك كار گروهي، شيوه همكاري شما با دستيارانتان چگونه است؟ دستياران شما چه وظايفي دارند و آيا براي انتخاب آنها آزمون خاصي برگزار ميكنيد و يا از طريق ديگر دوستان معرفي ميشوند؟
ما تجربه خوبي از كار گروهي داريم. در واحدي كه ما كار مي كنيم، صحبت رئيس و مرئوس نيست. آنچه مهم است دقت و درستي كار است. گاه هم كه با همكارانم اختلاف نظر پيدا ميكنم ، با پرسش از ديگر همكارانم و افراد صاحب صلاحيت و مراجعه به منابع سعي ميكنيم جانب حق گرفته شود.
در انتخاب دستياران هم در مرحله اول نهايت دقت به كار برده مي شود تا افرادي كه به كار پژوهش علاقه مند هستند و به ويژه حوصله ودقت لازم را دارند برگزيده شوند. سپس اين همكاران از كار درمراحل پايين شروع ميكنند و به جايي مي رسند كه هر كدام مي توانند پروژه مستقلي را انجام دهند. من شايد انسان خوشبختي بوده ام كه همكاراني بسيار خوب و صميمي وعلاقهمند به كار علمي نصيبم شده است. اگر چنين نمي بود، شايد ما در اين كار موفقيت چنداني پيدا نمي كرديم.